رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از February, 2009

چند سال پيش

همين چند سال پيش بود كه انگار يك اكانت براي من ايجاد شد توي اين دنيا. خوب البته كه هيچ اختياري نداشتم. نه مي تونستم بگم ياهو ميخوام نه بگم جي ميل!‌ سازنده هم كه يكي بود و رقابتي وجود نداشت. زرتي اومدم توي اين دنياهه. تازه كم كم دارم مي فهمم چي به چيه. كي كجاست!‌ به چي نبايد دست زد. چي جيزززززه! والا! به هر حال همين چند سال پيش بود. پيش پاي بقيه بود كه من اومدم. خيلي ها رو هم نمي بينم. رفتند. دنياي عجيبيه. + از ساني و بهار و بر و بچز با عشق، نهايت تشكر و امتنان رو بابت تبريكاشون اعلام ميكنم. اميدوارم به قول اميرحسين (پسر عمو) زير بمباران شادي له بشند.

چه معنی داره

در عجبم از آدم هایی تحصیل کرده و فرهیخته!!
شادباش اتفاق خوشایندشون رو بهشون به خوبی و به سرعت تبریک میگی، انگار نه انگار! پسرم! دخترم! فتح خیبر که نکردی! مدرک گرفتی. خسته نباشی. خدا قوت. این کار، کار هر کسی نیست اما این برخورد، لایق تو نیست. لایق جایگاهی که بهش می رسی نیست.
خوب خدا رو شکر من که مشکل ندارم و به خوبی از این اتفاق های خوب، خوشحال میشم و ابراز خوشحالی هم می کنم. اما به هیچ وجه من الوجوه نمی تونم معنی این رفتار و واکنش رو هضم کنم.

یا اون یکی در xing دات کام برای یکی دعوتنامه جهت اضافه شدن به لیست دوستان فرستادم، (طرف ایرانی است) نامه بلندبالایی فرستاده که من شما رو نمی شناسم و در یک جلسه حضوری همدیگر رو ببینیم و چه و چه و .... خدا خیرت بده من که لنگ تو نیستم. سیم ثانیه توی تویتر آدم اضافه میشه، که چی برای خودت کلاس می ذاری؟ یعنی اون افرادی که توی لیستت هستند همه رو می شناسی؟؟

فکر می کنم آدم ها حق دارند که ارتباط هاشون رو دسته بندی کنند. مختار هستند. من نباید زیادی جدی بگیرم. ببینم تا روزی، شما رفتار متقابل رو بر می تابید یا نه!

من نگرفتم تو هم نگير

زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير، من گرفتم تو نگير
چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير، من گرفتم تو نگير
بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير، ياد آن روز بخير
زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير، من گرفتم تو نگير
ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم، تك و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجير، من گرفتم تو نگير
بودم آن روز من از طايفه دُردكشان، بودم از جمع خوشان
خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير، من گرفتم تو نگير
اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم، بستر راحت و نرم
زن مگير ار نه شود خوابگهت لاي حصير، من گرفتم تو نگير
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم، مستحق لگدم
چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير، من گرفتم تو نگير
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام، خر همسر شده ام
ميدهد يونجه به من جاي پنير، من گرفتم تو نگير
شاعر: ايرج ميرزا

از تو

از تو به يك اشاره - از من!! به تخمم

سيروس؟ تو هم؟

اين فيلم زن دوم هست. اميدوارم سيروس الوند از دستم ناراحت نشه، اما اصلا ازش انتظار همچين فيلم قشنگي رو نداشتم. قبل از خدمت فيلم تله رو ديده بودم ازش و كلي باهاش قهر كرده بودم. اما اگر فرصت بشه بازم دوست دارم اين فيلم رو با بازي قشنگ تك تك هنرپيشه هاش ببينم.
پ.ن: كمي در مورد فيلم





عاليه

چه خانوم خشگلي اندندهندندهههه ....
سركار خانوم عاليه صبور - ميگن ايراني هست!‌ نمي دونم - جوان ترين استاد دانشگاه در دونيا!!
دمت گرم خوشگله!
(همين صفحه رو رفرش كنيد اين تصاوير عوض خواهند شد. از خاصيت تصاوير تصادفي و احتمالا كتابخانه GD‌ در PHP‌ استفاده كرده. بازم دمش گرم!)

پ.ن: با تشكر از نظري كه رامين عزيز داد، تاييد مي كنم كه اين عزيز دل برادر ايروني نيست!‌ اي جووووون من :)

تشكر لازم نيست؟!‌

اين متن از قديم ترها در وان نوت من مونده بود:
تجربه هاي طولاني موجب افزايش خرد است
تاخير در انجام كاري كه بايد صورت گيرد، به مراتب وحشتناك تر از انجام خود آن كار است
بارها هم خودم اين حس رو داشتم و هم از هر شخصي كه شنيدم،‌ تاييدش كردم.
در مورد مواقعي حرف مي زنم كه از اينكه افرادي كه كارشناس نيستند،‌در مورد موارد كارشناسي، نظر مي دهند، آنهم بسيار عاميانه و ناشيانه.
از اقتصاد و ورزش و سياستمداري تا همسر داري و بچه داري و راه رفتن و حرف زدن و غذا خوردن.
و بسيار جالب و تامل برانگير است كه شخص شخيص بنده بارها شده است در مواردي همين ناشي گري را منظور نكرده و دهن به اعتراض و شكايت گشوده ام.
همين پريروز بود. چهارشنبه روزي كه تيم ملي ايران با كره جنوبي بازي داشت (همان بازي اي كه باختيم!!) در مسير رسيدن به منزل جهت رويت مسابقه، سر چهار راه ولي عصر خودمون، اغراق نگم 30 دقيقه پشت چراغ مانديم در اتوبوس شركت واحد. به قرآن راست ميگم. شاهد هم داشتم. باور نمي كنيد؟ كل اتوبوسها و ماشين ها و عابران پياده و فروشندگان بازار رضا و دو پليس جواني كه عمده كارشان جريمه كردن بود و در آن هاگير واگير فقط چهار گوشه چهار …

گونی

زمین گرد است!!
 این یاهوی بچه گونی رسما دهنه منو زده! آخه بچه یادت باشه قطره چشمت بچه کونی!!!
حالیت نمیشه صفحه لاگینت مشکل داره؟ تا کامل لود نشه نمیشه توش چیزی نوشت. من 3 بار هواسم نبود شروع کردم به وارد کردن اطلاعات یهو دیدم کرزر داره جلوی ID ی من چشمک می زنه و کل پسوردم هم نوشته شده!!!!! دیگه می ترسم بهت لاگین کنم. از 3 جای مختلف هم این مشکل رو دیدم. یه بار میشه یه بار نمیشه!
آخه تکنولوژي! واگذار شو به مایکروسافت دیگه!

هر هر

خودم رومی ذارم جای پسر چشم و گوش بسته ای که می خواد لینوکس یاد بگیره و یا حداقل از این فروم استفاده کنه. بعد می مونم که با خوندن این مطلب، فکرش از کجا، به کجا که نمیره!! حتما برای این هم می خواید معادل فارسی بذارید؟ همینجوریه که خودتون ملت رو به همه چیز آگاه می کنید. عدو شود سبب خیر هزار دو نقطه دی!