رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از September, 2011

کولی

پیرو صحبت قبلی، اصولا کسی تا خم نشه، کسی ازش کولی نمی گیره! اگه نقطه ضعف نشون بدی تابلوه که از اون استفاده می کنن و ضربه فنیت می کنند. دست کم نگیر خودت رو و بذار اعتمادت همیشه مثبت بمونه و فرصت ها رو بخاطر عدم اعتماد و ... از دست ندی. اینا رو خودت داره بهت میگه.

من ... شده ام

من تحقیر شده ام.  خرد! با آدم های نزدیک و روزمره ام.  با آنها که فکر می کردم انسان هستند و قابل احترام.  به مدد سن و سالشان. و البته آنچه ادعا می کردند و بروز. یکی ادعای دین و مذهب داشت. یکی ادعا نداشت اما ریا داشت. دیگری هیچ نداشت و مثل من می نمود. آن دیگری خسته بود و من را هم نوع و هم درد می پنداشت. آن دیگری پیشانیم را هدف گرفته بود.  اینکه خالی است؛ می پنداشت تقدیرم چنین و چنان است.
در هر صورت خردم کردند. له! دست و پایم را بستند. نه اینکه ببندند.  فکرم را گرفتند و دردم دادند.
در اواخر دانشگاه هم اینطور تجربه ای بود. و چقدر تلخ. خیلی خیلی خیلی تلخ.
اما الان دیگر بلند شده ام. این رینگی نیست که بازنده اش باشم. یعنی نباید باشم.
اگه باشم خاک بر سرت حامد!

من رو رها کن از این سکوت تنهایی

امروز کله ی صبح پا شدم با مامان و خاله و پسرخاله رفتیم بهشت زهرا.  نصف راه رو صلواتی رسوندنمون و بقیش هم با مترو. بعد از اون هم من رفتم سمت قهلک و سینما شریعتی. یک ساعتی بیکار بودم تا فروش فیلم. رفتم پیاده بالا تا آخرهای عمارت سفارت انگلیس و روی یک صندلی نشستم. کنار پیاده رو. کنارم یه درخت بید مجنون بود و آب زیادی توی جوب جاری. نشستم و یک گوشی زدم تو گوشم و به یک سخنرانی در باب موفقیت گوش کردم. واقعا خوب بود. وقت خرید بلیط که شد رفتم یه دونه بلیط فیلم اینجا بدون من رو خریدم.  بسیار بسیار بسیار دلپذیر بود. واقعا دوست نداشتم از جام بلند شم. جالب اینجاست که احسان - صابر ابر - هم داشت آخر فیلم هم یه چیزی توی همین مایه ها که شاید نتونی از جات بلند بشی می گفت. آدم های داستان خیلی دوست داشتنی و صاف بودند. خیلی!

پیام های ابریشمی برای حامد

خدایا زندگی ام پر از روشنایی، دلم در آرامش و احساسات نیکویی همه وجودم را در بر گرفته است.
اندیشه هایم به عمل نشسته و همه درها گشوده هستند.
راه ها منتهی به مقصدی امن و دلخواه شده و من با اطمینان به چاره های الهی ات به سوی بهترین شرایط پیش می روم.


مهربانا نیروی عظیم بخشش الهی، با خیر طلبی من در حق همه به نعمت و آسایش در روزهایم تجلی یافته و شاهراهی به سوی اجابت دعا، در جهت خواسته ام گشوده است.



خدایا من با تو بی ریا گفت و گو می کنم و از درون و برون حضور نورانی ات را احساس کرده و خود را در لوای عشق الهی ات می بینم.
از سوی تو حمایت شده و باور دارم بخشیده می شوم. یاورا ایمان من به تو، از سر عشق و خلوص است و می بینم که نیروی مهر تو، قوی ترین حامی ام در همه مسایل زندگی است.
من آرام و با فکری مثبت به سوی خیر و خوشی پیش می روم.
خدایا محبت تو برای من در درون و پیرامونم هویداست و این نیت خیرخواهانه و عمل در زمان مناسب در زندگی ام بازتابی زیبا و شکوهمند دارد و بالاترین و بهترین راه ها را به لطف الهی ات در ذهنم شکوفا کرده است.

پروردگارا من هدایت عزیزانم را به تو می سپارم و با حسی پاک تلاش می کنم تا …