رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از March, 2008

من مي خوام

ديشب، پست جالبي نبود در پادگان. از شروعش كه با درآوردن پوتين و گشت دژباني شروع شد، تا خروجش! اما فكر كردم. شب ساعت 3:15 خوابيدم. خيلي هوا خوب بود. فكرهام هم عالي بودند. سنگ هام رو با خودم وا كردم.
بعدشم ديروز عمو مجتبي اينا اومده بودند منزلمون ديدار عيد،‌من هم نبودم. امروز تا رسيدم و شنيدم كه اومده بودند و من نبودم، لباس در تن وا رفتم. علي رغم كمي خواب، سرحالم. خوابم هم نمياد اصلا. عصري هم رفتيم منزل آقاي طاهري و عمو مجتبي ديدار عيد.
مهدي هم دم خونه عمو مجتبي توي پارك مهر،‌ قصد داشت روي يك بچه فوفول قرتي كه داشت با دوست دخترش قليون مي كشيد رو كم كنه، كه، نمي تونم دقيقا بگم به كي خدا رحم كرد.
اصولا سال جديد رو سال خوبي مي دونم كه تلاش بسيار همي خواهم كرد. قبلا اگر ساعت 8 من مي شد، ساعت 9 يا 9:30، بهم بر نمي خورد (قبلا منظورم پاره اي از سال 86 است)، مي خوام ميزان اين بي تفاوتي به ربع ساعت برسد! مي رسد. چون مي خوام!!

سياه

الان كه داشتم دي وي دي فيلم راز رو ميديدم، متوجه شدم صدا و سيما، تصوير يك زني رو نشون ميداده كه توي فيلم، توي اون لحظه اصلا حرف نزده و كس ديگه به جاش حرف ميزده.
اون زني كه سانسور شده، LISA NICHOLAS! ظاهر بدي هم نداره فقط سياهه!‌همين! نويسنده هم هست!

خالي از ...

ديروز رفتيم فيلم مجنون ليلي! اين چه فيلميه آخه كه گلزار براي حضور 20 الي 30 دقيقه اي درش، ميگن 60 ميليون گرفته؟ اه اه!! فيلم نامه هم نداشت. واااااااااااااااي! اي كاش مي رفتيم دايره زنگي. ميريم دايره زنگي :)
به نظر شخص شخيص بنده، جناب محمد رضاي گلزار دوست داشتني، خودشون رو در فيلم آتش بس خالي كرده اند، و به غير از زبان و ظاهر، چيزي براي ارائه در بازي هاشون ندارند. و متاسفانه نمي دونم چرا تهيه كنندگان، صرفا براي اينكه فيلم نامه اي تبديل به فيلم بشه، پول خرج مي كنند تا بازيگري در اون حضور داشته باشه. خود بازيگر رو هم نمي دونم چرا همچين فيلم چيپي رو بازي مي كنه؟ فرض كن فلان قدر پول گرفتي، اما از چشم خيلي ها خواهي افتاد. از چشم من كه خيلي وقت پيش افتاده بود رو دماغم. الان افتاد پايين تر. ديگه نميگم كجا D:

طفلي

اين ساعت رو هم از نت پيدا كرديم و مهدي امروز خريدش :)
خاك شير مي خوريم
نقاشي ارسال شده از حامد - 27 ساله - از تهران - آفرين پسرم
صحنه اي از كتاب عامل علاء الدين - حيفم اومد عكسشو نگيرم

درياب

اينقدر اينجا مي خوابم ......... كه .... وقت ندارم
انگيزه مي يابم
برو تو گوشم اي موزيك! تو روحم. من را برقصان. بلندم كن. آره :)
شمايل قبر ما چيه؟

SACRAL NIRVANA ............. o limitation

عدد بده

خوششششششششششششششگله! (فايل صوتي) (از اينجا آوردمش)
بین دیازپام ده خورانده‌اند

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

از سه‌راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه‌راه آذری گذر

ز کار و بار و یار و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر

دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر

دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر

عر بزن،
کوبه‌ی سفالی‌ات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر

ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر

جسم خود سه‌راه آذری ببر برون نیا
شمال شهر را بکش، بکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر

ز سر، ز همسر زمادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان گذر، زجان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر

ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین

دلت ب…

كافيست

براي الان كافيه. بگيرم بخوسبم. دوست ندارم نقش بازي كنم ديگه. ادا در نيارم. از شوخ و شنگيم كم كنم. يك كم هم جدي باشم ببينم چي واي ميسه؟ بهم مياد يا نمياد! (يا بهم ميره! D:)

تنها ترين سال هچل هفت

اصلا ته و انتها به غير از مرگ چه معنايي داره؟ يعني چي آخرين ... سال 86؟ 85. 84. 83. 82. 81. 80. 79. 78. 77. 76. 75. 74. 73. 72. 71. 70. 69. 68. 67. 66. 65. 64. 63. 62. 61. 60. 59. مي دونيد؟ تك تك اين اعداد رو كه تايپ مي كردم، به حالت ها و اتفاقاتي كه توي اون سال فكر مي كردم. مرورشون مي كردم. چيزايي كه البته يادم مياد رو. بمونم سر خودم تا تعطيلاتي به اسم نوروز بياد؟ ساعت به جلو كشيده بشه؟ بعد از چند روز تعطيلي، تغييراتي كلي و جزيي در آدم ها و اجتماع و ... ببينم؟ اين يعني سال جديد؟ پس معني روز جديد، لحظه جديد، تصميم جديد چي هستند؟
سالي كه عنوانش 86 بود، براي من سال خوبي بود. خيلي درگيري فكري داشتم. خيلي زياد. از نظر مالي، به ظاهر حساب بانكيم، نصفش خالي شده، اما سال بعد پرش مي كنم. وضع ظاهرم، يك لباس خاكي بود، كه اصلا اذيتم نكرد و نمي كنه. اما خسته هستم. زيادي خستم. بله البته. خسته نباشم. خستگيم فكر مي كنم به بي حوصلگيم انجاميده. اما حقيقت اينه كه تنهام. چيزي كه بهش اصلا فكر نكرده بودم و اشتباه مي كردم فكر نمي كردم و اشتباه مي كنم فكر نمي كنم. لزوم بيرون اومدن از تنهايي ازدواج نيست. طرز ف…

عيد و حال و حوصله

+ عيد خونه ايم. حال و حوصله بچه ندارم. صبا و زينب دارند بازي بازي مي كنند و من يكي دوباز ازشون خواستم بس كنند.
+ ديشب فيلم پرسپوليس رو ديدم. يك داستان و حقيقت واقعي رو خيلي قشنگ به تصوير كشيده بود. اگر كسي نمي دونست، فكر مي كردند چه فيلم توپي رو دارم مي بينم. اما يك كارتون، يك انيمشين! چه مادربزرك باحالي داشت ولي!
+ اين يعني سال نو مبارك. به ژاپني البته.
+ مي مطالعه ايم!

حس

think loudly را جست و جو كردم اونوقت ببين چي

برام برداشته آورده؟ ؟!






اين طور نوشتن به من ميگه كه

















بايد دفرگ كنم افكارمو!























خوب لابد سال نو مبارك است!

تيليط

يم سمبيمت سبيت نس بنس تيبننم سسيب مم اين :( بعد نتسينبذنمزطذرزس يسبنتزطر طنر اون
ستنيصنت شسي ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ؟!؟!؟!؟
///////////////////////////////////////////
چجوري ديليت كنيم؟ با اين يا با اون؟

راز

و من هم راي دادم. فيلم راز هم كه محصول 2006 استراليا است، اينو ميگه. جالبه كه امروز اين صحبت رو ازش شنيدم كه به درد انتخابات هم مي خورد. تازشم! ليستي كه من تهيه كردم و دست نويس از روي اينترنت فهرست اسامي نامزدهاي حزب مطبوعم رو نوشتم، دادم به 4 نفر ديگه و نوشتند. يكيشون كسي بود كه تو حوزه راي نشسته بود، همينجوري گفت من ليست غيراصولي ها رو پيدا نكردم، شما داري؟ گفتم آره دارم مي نويسمش. و :)
عين عبارت فيلم كه هيل دوسكين (نويسنده) ميگه: اگر شما مخالف يك سياستمدار خاص هستيد، از رقيبش حمايت كنيد، خيلي وقتها راي گيريها به نفع كساني به پايان ميرسه كه مردم واقعا مخالفشون هستند. به خاطر اينكه اونا دارند تمام انرژي و تمركز رو دريافت مي كنند!

مي دوني

در اين 3 4 تا پست پادگان اخير، بدون استثنا مريض شدم بعدش. از پريروز بي حال بودم، ديروز سرما خوردم و تب كردم و الان كمي بي ترم!
اينطور كه واضح و مبرهن است، اينجا دارم كم ميام. اصلا كم ميام اينترنت و از اين بابت خورسندم.
اتفاقات، مي افتند. حتي اينكه يك موتور سوار موقع رفتن به سمت درب خروج پادگان، من رو سوار كنه، برام يك پالس مثبت، يك اتفاق خوب هستند. و!
به شدت احساس خستگي مي كنم. اميد كه در تعطيلات چند روزه استراحت كنم!

و اينك اهم اخبار

اهم كار سرمايه گذاري در كار عمو مجتبي با مرخصي اي كه گرفتم و حضور در دفترخانه انجاميده شد. تجديد ديداري شد در دفترخانه و همسر امير حسين - زهرا خانوم - رو هم ديديم. مباركشان باشد!
حالا مانده پست دادن ما فردا در پادگان!
امروز بعد از فكر كنم مدت زيادي، صبح رفتم حموم،‌بعد زدم بيرون از خونه. عجيب چشمام باز بود. روز،‌ روز ديگري بود. هوا شفاف بود. حالا بگذريم كه كلا هوا آلودست و خيابونا شلوخه. ناهار هم بيرون خوردم و دير خوردم. بعدشم كه اومدم خونه فكر كنم 40 50 دقيقه اي خوابيدم. چه مزه اي داد. صحبت با دوستان هم آدم را سر حال مي آورد. چه برسد به ديدارشان!
فردا پست مي دهيييييييييييييم!

(معنا و مفهوم عكس اين است كه ريدنمان نمي آيد!!‌ اگر گوگل بداند ما اين سرويس هايش را چطور استعمال مي كنيم در بيان، حتما اسم ديگري برايش مي گزيند يا ما را ادب مي كند و دسترسي را براي ايران و ايراني ملقي مي كند. لابد!)

عجيب

از شمال پريروز برگشتما! عجيب موقع برگشتن هم رفتم در فكر. والا!
زيبايي هاي زيادي داشت. سيرموني هم آدم نداره كه! با مهدي و عمو مجتبي بوديم و لذت برديم. جاي دوستداراش خالي!
من سه شنبه پست دارم. 7 فروردين هم پست دارم. 16 فروردين هم كه جمعه هست پست دارم. اونوقت حالت چطوره؟
من يك جام مي لنگه! خودم متوجهم. بايد لنگيشو بگيرم. مي گيرم! اينجوري نمي مونم. بازم والا!

بزن بريم از تهرون

در راستاي رفع خستگي، به حول و قوي الهي فردا براي 4 و 5 شنبه مرخصي گرفته و راهي شمال مي شويم. به همراه عمو و داداشيم!

اينا رو شنيديد:
پس به جاي واژه‌ي زشت و نامأنوس اينترنت، معادل فارسي آن ، فيلترنت را به كار ببريد‌!
پنج فحش عمده ترك ها : از جلوي چشمام خفه شو!! 2- فكر كردي فقط خودت خري؟!-3- صداتو واسه من داد نزن!! 4- كسي با تو زر نزد!! 5- وقتي با من صحبت مي كني دهنتو ببند

مرد گنده

امروز، صبحي، احساس كردم سرما خوردم. چونكه آب دهنم رو قورت مي دادم گلوم يكجوري ميشد. از ظهري هم احساس كسلي و سرماخوردگي داشتم. تا اومدم خونه بعد از ناهار با لباس خدمت خوابيدم. 2 ساعتي شد. حالا غروبي مامان و خاله ميگن تو خواب چي مي ديدي عين بچه ها مي خنديدي؟؟ منم گفتم خواب ممه مي ديدم! چي بگم آخه؟ يادم نمياد چي مي ديدم! ميگن خنده هاي شيريني بوده!! حالا منم يادم نمياد ديگه!
نمي دونم چرا sweet sleep رو سرچ كردم فيلتر بود؟


HERE: As of 3/2/2008 2:31:37 PM EST:
You are 27 years old.
You are 324 months old.
You are 1,409 weeks old.
You are 9,862 days old.
You are 236,702 hours old.
You are 14,202,151 minutes old.
You are 852,129,097 seconds old.

حامدي رو به جلو

كي، از دنيا اومدنش پشيمونه؟؟ اين چه سئواليه؟ سئواله ديگه! خوب نه كه پشيمونم. در مورد چيزي حرف مي زني كه هيچ اختياري در حادث شدنش نداشتم. اما بنظر ميرسه، مختارم تا كسي رو وارد اين دنيا كنم. البته نه من. جنس مخالفي. همونطور كه مردي خواست تا با زني من وارد اين دنيا بشم، بشم بچه سومشون. اسمم رو باباي بابام بذاره اسماعيل و مادرم بگه حامد. 99 درصد هم حامد صدا زده بشم و اون يك درصد هم در شناسنامه بمونه.
اين روزها دمق هستم. ناپرهيزي كردم و سرم مجددا اقدام به جوش زدن كرده. ايام نه به كام نيست، نه به كام هست. بينابينه. مثل اره اي كه در ...
من امروز، دنيا رو خيلي بزرگ و در عين حال كوچك مي بينم. آدم ها رو خوب و در عين حال غير خوب مي دونم. مي دونم كه به عقب برنمي گردم. پس جوابي براي اين سئوال كه اگه برگردي عقب همين مسيري كه اومدي رو طي مي كني، ندارم. به خاطر كارهايي كه كردم راضي ام اما به خاطر كارايي كه نكردم از خودم رضايت ندارم. ندارم؟ چرا دارم. به اين عقيده مندم كه اشتباهي نيست مگر يادگيري و قطعا باور دارم كه تعصب مانع پيشرفته. از وقت گذروندن در وب، رضايت نسبي اي دارم و گاها وقت رو ناديده گرفتم …