رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از 2013

دوستش دارم

شهرمان را می گویم، پاک است، آرام است و گاهی شلوغ!؟ نه آرام است اکثرا. این ریلکسیشن را می گویم، آرام کننده ی قوی ای است برای ما. یک والیوم واقعی. خانواده ام را. چرا؟ این خودش مجال می خواهد برای وصف کردن.

حالیته!

(از زبان خراط) آره... داشتیم چی می گفتیم؟ بنویس. مارو دیوونه و رسوا کردی. حالیته. مارو آواره ی صحرا کردی. حالیته.
آخه مام واسه خودمون معقول آدمی بودیم. دسته کم هر چی که بود آدم بی غمی بودیم. حالیته. سرو سامون داشتیم، کس و کاری داشتیم.
آی دیگه یادش به خیر. ننم جورابمونو وصله می زد. مارو نفرین می کرد. بابامون خدا بیامرز سرمون داد می کشید. بهمون فحش می داد. با کمربند زمون اجباریش پامونو محکم می بست. ترکه های آلبالو رو کف پامون می شکست. حالیته. یاد اون روزا به خیر.

بیارام

چند روزی است که در برنامه Tunein گوشی شبکه sky.fm رو پیدا کردم، ژانرهای دوست داشتنی ای پیدا کردم و گوش میدم و محضوض میشوم.

لینوکس

از خدا پنهون نیست از شما پنهون نباشه یه وقت، الان خیلی مدتیه که توی لینوکسم و وقتی مجبور میشم برم توی ویندوز، کلی دلم برای لینوکس تنگ میشه.

گزارش یک آدم ربایی

عنوان مطلب برای این زده شده است که هر کی سرچ کرد همینجوری بیاید اینجا دست خالی نره. از این بابت به شما بازدیده کننده ی عزیز سلام عرض می کنم و خدمتتان عرض می کنم تا این تاریخ میر و شیخ عزیز کماکان در حصر هستند و شما برو به جای سرچ کتاب رو بخر و بخون! برو قربونش!

دو کلمه حرف حسابی

سلام. کماکان زندم و اینجا هستم. پاییز اینجا کم کم شروع شده و این بار حس دلتنگی خودش رو داره.دولت فخیمه کبیره شات داون شده و این هم برای خودش تجربه ایه. فعلا که خونه نشینم و اوقات سپری می کنم، باید دید بعد چی میشهامروز بعد از عهد بوقی دوربین به دست شدم و رفتم یه چرخی توی مجموعه زدم و عکسهای پاییزی گرفتم

اینجا

اینجا هستم و اینجا برای دوستم دعا میکنم. برای اینکه صبور باشه.

آزاد می شود اندیشه ام

حقیقت این هست که در ایام گذشته، اونقدر مجال آزاد کردن اندیشه ام رو نداشتم تا بتونم اینجا بنویسم. درگیر وقایع و اتفاقاتی بودم که تمرکزی می طلبید. خوب اگر برگردم شاید باز هم اینجا ننویسم. اما الان به اینجا نیاز دارم. جایی که ذهنیاتم رو هر طور که می خواد به نوشته تبدیل کنه و درج کنه. دوست دارم این کار رو در سایت شخصی هم انجام بدم. اما نقدش اینه که همینجا فعلا این کار رو انجام بدم. فیس بوک خیلی آدمها رو دور کرده از اون چیزی که باید روی  خودشون وقت بذارن. آدمها رو با آدمها مشغول کرده یک طور مسخره ای. واقعا همه دارن با این تکنولوژی به هر وسیله ای معتاد می شن. خاصیت های زیادی داره برای تجارت و پول درآوردن و بازاریابی اما من یقین دارم 80 درصد مردم به اینها آگاه نیستند. میشه مطالعه داشت و چیز یاد گرفت و ذهن و فکر رو پرورش داد. یقین دارم این سودمندی ها توی این تکنولوژی های امروزه که بیشتر چشم نواز هستند و ذهن رو موقتا قلقلک می دن ابدا وجود نداره.
5 ماه و دو روز هست که اینجا هستم. دست و پنجه نرم کردن با محیط  کار، توقعاتی که از من دارن، عرضه کردن خودم، آشنا شدن با استانداردهای اینجا، و خیلی چیزه…

می رود از دل

سلام! با تو هستم وبلاگ من. خیلی وقت بود که بهت سر نزده بودم. حتی نگاهت هم نکرده بودم. از اون موقع خیلی می گذره و البته خیلی اتفاقات هم افتاده. خوب تو خودت رو خیلی ناراحت نکن. همه چیز خوبه. من الان دیگه یه جای دیگه زندگی میکنم. یک کشور دیگه. یک شهر دیگه. حدود یک روز سفر کردم تا رسیدم اینجا. اینجا؟ آهان. اینجا من با همسرم زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. فکر کنم همسرم رو بشناسی چون قبلن اینجا گفته بودم بهت. خلاصه شهرمون رو دوست دارم. کمی دل تنگی بعضی وقتا میاد سراغم که وجود همسرم خیلی خیلی خیلی آرومم می کنه. همیشه همراهمه و هوام رو داره. خیلی چیزها رو بهم میگه. الان حدود 75 روزی هست که من اینجا هستم. با همسرم خیلی جاها رفتیم و خیلی کارها انجام دادیم. خیلی ها رو دیدیم و خیلی دل تنگی ها داشتیم. نوروز فوق العاده خوبی داشتیم و عزیزامون اینجا پیشمون بودن. القصه اومدم اینجا که هم سلامی کرده باشم هم اینکه بگم اینجا بازم میام. بیشتر میام. انگیزه هام رو جزم کردم و می خوام متمرکز بشم روی زندگی اینجام.  مراقب خودت باش. قربان تو حامد

پ.ن: ایام آخر سر کار، تو ایران، به یکی از همکاران گفتم که من دارم م…