رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از October, 2006

امروزه

سولام
c55 ديگه درست بشو نيست . خوب 3 سال، 1-2 ماه کمتر کار کرد بنده خدا. دستش درد نکنه.اون مسئولی هم که قرار بودش بگيره تحويل مدارکمو نبود. فردا دوباره بايد برم پادگان. موقعيت امام علي. امروز با اتوبوس رفتم که متوجه بشم اگه نخوام ماشين شخصي ببرم بايد به چه صورتي خودمو برسونم اونجا. صورت خوبي بود.
قرار بود امروز از افرانت بيان پولشونو بگيرن. تا الان که نيومدن. حالا خوبه خودش زنگ زد گفتن ميايما!بابا چه خبره صف بانکا. از بستگان رفتن امروز بانک، 8:30 صبح رفتن، 11 برگشتن خونه. بابا تورو خدا اينقدر فکر ملت نباشين. هر جا مي خوان دلسوزي کنن، خراب تر ميشه. دقيقا مثل چهار راهي که پليس داره. اگه پليسو ازش بگيري نمي دوني به چه خوبي ملت ميرند و ميان. حالا اگه پليس باشه، نقش برجسته پليس رو همه متوجه مي شند.
نرخ مکالمات اين موبايل 150.000 توماني ها هم کم کم داره گرون ميشه. اول گفتند 49 تومان، امروز خوندم 52. حالا حالا ها جا داره. يه جا توي نت خوندم که حداکثر تا نصف تعرفه جاري (45 يا 42 فکر کنم) مي تونن افزايش بدند. يهني (يا همون يعني) بشه حدود 70 تومان. اونقت ببينم بازم سيم کارتهاي ثابت مخابرات، کاهش پ…

خل و چل

سولام
يک شنبه اييه، سينما ماورا فيلم کنترل رو داشت نشون مي داد. مامان بهم گفت که اين سينما ماورا هم مال خل و چلاستا! منم يک نگاهي کردم که اين آخه چه حرفيه!؟ يه دور از جوني؟ يک چيزي. در همين لحظه هنرپيشه فيلم کلشو کوپوند توي آينه جلو روش. منم کلي زدم زير خنده که مادر پر بيراه هم نمي گه... آخه کسي نيست بگه بابا، يک کم صبريله! بذار يه مدت از جدي موندن قيافه ما بگذره، بعد بزن توي آينه کلتو. نمي فهمه که.دقت کرديد بعضي کلمات رو بعضي وقتا بعضي آدما چطوري ميگن. مثلا همين تبديل به احسنت متن قبليم. درستش تبديل به احسن هست ولي ... و يا توافق رو که بعضيا ميگن تفاوق. يا توفير رو که بعضيا ميگن توفيق. ديديــــــد!؟ (اه! اين از کجا يهو دراز شد!؟ ــــــ عـــــــه! ctrl+j بود ببم جان)بابا! خوبن؟ کوچکولورو ببوس ...زنگ زدن از پادگان بايد يه سري مدرک فردا ببرم براشون. تازه، c55 رو هم اگه بشه فردا تحويل مي گيرم. اونوقتم، زنگ بزنم احمديه گواهيم رو آماده کنن برم بگيرم. سپس، آماده شم برم باشگاه بدوام. امروزم زنگ زدم خانوم باقري افرانت هماهنگ کردم که از حساب ويژه عيد فطرشون استفاده کنم. دلتون بسوزه، يک سال 60.0…

داور دوست داریم

سلام. تعطيلات خوش گذشت؟ من که تعطيل و غير تعطيل ندارم. اکثران خوشم. حالا يا الکي يا به شما چه! حتا شما دوست عزيز.
حيف که تصميم گرفتم همه چيو بگم. اما نمي گم همه چيو.از عفو تماشاگر نماها که بگذريم، شعار عليه داور واقعان جالب بود. به جاي هتک حرمت نواميس، مي گفتن: داور دوست داريم. خداييش جالب بود.جمعه شب، چنگ ستارگان 3 رو نشون داد تي وي. بدک نبود. کمک کرد تا چشام گرم شه براي خواب. دستشون درد نکنه.اون يکي شب، آخرين روز ماه با بازي امير جعفري و زنشو نشون داد. اينقدر زمان رو عقب جلو برد، ديگه داشتم خسته مي شدم. ولي قشنگ شد داستانش رفته رفته. ولي ديدي زنش چه لاغر کرده بود؟؟؟ ديدي دختر؟ منم ديدم. اولش فکر کردم دماغش رو هم عمل کرده، ولي بيشتر دقت کردم، نکرده بود. ايشالله منم يه روز اين دماغمو عوض مي کنم. يعني عمل مي کنم.ديگه ديگه!
آهان. چند تا لينک جالب ديدم ولي فقط همينو براتون مي گم که ديدين چي گفتن؟ شنيديد؟ به ياد يکي از برنامه هاي تي وي در کودکي که مي گفت: بچه هااااااااااااااااااااا! اينو شنيديد؟ بچه ها، اينو شنيديد؟فیلم سکسی بازیگر سریال نرگس، جنجال آفرید

طی روزهای اخیر، پخش فیلم سکسی که به …

به چه قيمتي

ديديد !؟ شما هم ديديد!؟
عيد بود امروز! به به! چه چسبيد خواب امروز. روزه نمازاتون قبول.

به ميمنت 4 روز تعطيلي، ميثم (ميثم امين) پسر خاله هم از مشهد اومد تهرون. منم سر راه مي خواستم برم خونه مادربزرگ، (ميدان منيريه) رفتم از ترمينال (ترمينال بعثت) برش داشتم با هم رفتيم. خوب بود و طفلکي کلي لاغر شده. الحمدلله تو دانشگاه (امام رضا) بعنوان درس خون (همون خر خونه خودمون) مطرحه و بعنوان هسته علمي گروه کتابداري و اطلاع رساني داره فعاليت مي کنه. ايشالله نتيجه زحمات و سختي هايي رو که کشيده و تحمل مي کنه رو خواهد ديد. من که از همين الان طعم شيرينش رو حس مي کنم.ترم پيش توي خوابگاه اکثر دوستاش شر و شور بودند، اين ترم هم اتاقي هاش مذهبين ظاهران. خودشو هلاک کرده يک پشمي براي صورتش فراهم کرده و آهنگ موبايلش هم يه مولودي هست در وصف امام رضا با صداي حاج کريمي که ميگه: اذن دخول حرم تو، يا ابوالفضله!! (صداي دست ...) ... اينم از اين.کار جشنواره خوارزمي رو که تحويل گرفتم، آقاي امام دادي گفتش که اين مدت مديدي هست که داده شده به تايپيست ها تا انجامش بدهند ولي هنوز انجامش ندادند (بگم که حدود يک ماه هستش که من ندي…

امروز

با سلام و علیک سلامامروز يه سري کار ديگه از جشنواره جوان خوارزمي که از شهريور مشغولشم کم و بيش رو، تحويل گرفتم. تا اواسط هفته بعد گفتم که تحويلشون مي دم. بنا به دلايل امنيتي نمي تونم زياد در موردش حرف بزنم. چرا که امور کامپيوتريشون دست من بوده و هست و اينکه رتبه ها چطورين اينا ..... مي دونيد ديگه؟ در واقع من الان در قرنطينه هستم. شما کجاييد؟ نمي بينمتون؟ .. آهان ديدم .... سلامطرح هاي امسالشون کيفيت چنداني نسبت به پارسال نداشتند بنا به اذعان کارشناسان، اما طرح هاي جالبي حضور داشتند که توي روزهاي داوري که 12 فقره داور، اين امر خطير رو انجام مي دادند (و با حوصله خداييش عمل کردند)، ديدمشون.c55 هم امروز زنگ زدم گفتيدند که منتظر يه قطعه هستند براش. راستي بگم که اين گوشي عمرش سه سال هست. قبلا گفته بودم که سه سالشه و خرابه. سو، تفاهم نشه بابا. 2 هفته هست که بازي در مياره. در کل گوشي دوست داشتني هستش.پيشنهاد کاري رو هم که دادند نپذيرفتم. ديگه!! آهان.
ديشب سالگرد ازدواج داداش رضا (بزرگه) بود و ما رو شرمنده کردند و بردند آب ميوه مهمونمون کردند جاتون خالي. بگم که 6 نفري با رنوي تهران 29 اينجانبان …

چی میگه؟

سلام.

1. اين c55 معلوم نيست چشه!؟ يارو بعد از 10 روز ميگه دوشنبه تماس بگير ببين حاضره يا نه!؟

2. پدر آقاي مهندس مسعود قاضي نور فوت شدند. خدا بيامرزتش. من که ايشونو نديدم و فقط با پسرشون که مسئول هاستينگ امورات سايت هامون هستند آشنا هستم. ولي 100 درصد پدر دوست داشتني و مهربوني بودند که پسرشون اينقدر متواضع، متين، با دانش و کمالات و .. هستند. خدا رحمتوشون کند.

3. تماس کاري داشتم امروز. ببينم چطور ميشه کار کرد. تا قبلا بصورت حقوق بود و حالا صحبت شده که ساعتي حساب بشه. قبلا هم قراردادي کار مي کرديم. هر کدوم يک خوبي ها و يه ضعف هايي داشتند. به هر حال با سعي و خطا بايد مناسب ترينو انتخاب کرد.

4. يکي از دوستام به اسم علي رضا شجاعي فر، نمي دونم چي بگم ازش. بهش ASP اينا ياد ميدم. اما در بعضي مباحث (چه شخصي، چه اجتماعي و ...) خيلي سخت و انعطاف ناپذيره. مخ آدمو مي گوزونه. بعضي وقتا مي خواد اداي يه سري طرز فکرها رو که اصلان نداره در بياره. اينا غيبتش نيستا. به خودش هم گفتم. فکرشو بکن 2.5 سال پيش تر از اينکه من فارغ التحصيل بشم فارغ شده. سربازي هم به دليل پزشکي معاف شده. اونوقت تازه يک ساله که تازه دا…

و اما حالا

خوب سلام.
من زنده ام هنوز. شما زنده اید؟ عجب چیزیه ها؟؟؟ مگه نعععع؟؟؟الهی دردو بلای دينا بخوره تو سره عموی لجنش! با اون شاهين هم خيلي حال مي کردم ولي از وقتي فهميدم مثل محمود پسته اه اه!!! حالم از ادا آوردنش هم بهم مي خوره. براي محرم شنيدم بازم داره بازي مي کنه.چیزای خوبی رو تصمیم گرفتم. باید بخوبی هم بهش عمل کرد. می خوام سرباز نمونه بشم. (کو نمونه؟!؟) شاید یه 226 یا شایدم 246 برنده شدم!

خوندم توی یه وبلاگی (این روزها و شبا کارم شده خوندن وبلاگ اینو اون) که تو سربازی دو تا دوست کافیه برای آدم. نه بیشتر و نه کمتر. يکي کتاب و اون يکي خود آدم. اگه بشه اسم منو آدم گذاشت سعی می کنم که اينکارو بکنم. اما دنبال کار هم هستم برای بعد از ظهرام. اگه کار سراغ دارید معرفی کنید بهم.
طراح سایت هستم. مهندس کامپیوتر خدای نکرده. مهندس نرم افزارو طراحی و تحلیل نرم افزار.
دارم UML رو هم یاد می گیرم تا ببینیم چی میشه بعدها!گفتم بعد ها یاد بچم افتادم! چه پر روو مگه نه!
امشب مهمون داداش رضا بودیم افطاری! با صبا برادرزادم شوخی کردمیو حظشو بردیم! چه رعدو برقی هم زد! دم خدا گرم. یه حالی داد بهمون. چه هوایی بود رفتیم…

چند مطلب

1. آدم کشي در ايران آزاد شد!

سلام مي کنم به همه دوستان نازنينم
اوايل همين هفته در قسمت سخن مبين تلنگري به يک خبر زده بودم (مطلبي با عنوان: و اما امارات) که بازتاب نسبتا خوبي داشت. و اما امروز دومين تلنگر را مي زنم ... اگر دوستان استقبال کنند اين تلنگرها ادامه خواهد داشت البته به شرطي که خدا آخر عاقبتش را خير کنه!
چند روز پيش در جرايد خونديم که:
رئيس سازمان نظام پزشکي: با توزيع فرمهاي «رضايتنامه» و «برائتنامه» در بيمارستانها اگر بيماري پس از عمل جراحي دچار عارضه اي شد ديگر او خانواده اش امکان شکايت از پزشکان معالج را نخواهند يافت.

به منظور آشنايي هر چه بيشتر رعايا با اين فرمهاي (قتل آزاد!) نمونه اي از آن در اينجا درج مي شود:

«فرم برائت نامه»
اينجانب .......... بيمار بيمارستان ........ اعلام مي دارم در صورتي که بعد از عمل يا در حين آن فوت کنم:
الف – اعتراف مي کنم که اينجانب قبل از آمدن به بيمارستان هم کمي مرده بودم.
ب- همچنين رسما اعلام مي کنم که قبل از انجام عمل کاملا مرده بودم و نتيجه آزمايش مرگ مغزي و قلبي اينجانب به روئيت من رسيده و توسط امضا و اثر انگشت صحت آن را تائيد نموده ام.
ج- بر همين ا…

ري ... ري ..... ري لودد

فکر کردي مي گم ريدم؟؟؟
نخير هم!
اين هم قالب جديد!
خوب بییییییییییییییییییید؟؟؟

- عکس نشانگر قالب گدیمی هست البته

بارون

بارونو دیدید؟
رفته بودم دماوند. چه بارونی بود. ذوق زده اومدم برای اهل تهرون دارم تعریف می کنم، نگو اونا نه تنها بارونو دیدند، رعد و برقشم دیدن!

علي

مدد ز غير علي ننگ است - يا علي مددي
من عکسشو داشتم. همين عکس بود. 3 سال به ديوار اتاقم بود. کنار عکس تختي! اما حالا هر چي مي گردم پيداش نمي کنم؟؟

از کرامات شيوخ ما

وی در بخشی دیگر از اظهارات خود، مطبوعات را عامل گرانی‌ روزهای اول ماه رمضان عنوان کرد و گفت: مطبوعات در گرانی روزهای اول ماه مبارک رمضان نقش دارند. زیرا ما به اندازه کافی گوشت مرغ ذخیره و عرضه کردیم به جای اینکه فرهنگ مصرف «گوشت منجمد» که به وسیله وزارت بهداشت توصیه می‌شود، مطرح گردد در روزهای اول ماه رمضان دیدیم که جریان مطبوعات «گوشت گرم» را ترویج می‌کرد و این باعث شده بود که کمتر به گوشت منجمد توجه شود.

به زبان خودشان

از عمران صالحي

به زبان خودشان
با درختی که زند سر به فلک
به زبان مِه و ابر
به زبان لجن و سایه و لک
به زبان شب و شک حرف مزن

با درختان برومند جوان
به زبان گل و نور
به زبان سحر و آب روان
به زبان خودشان حرف بزن

تهران - 13/5/59

نام کوچک
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفتة مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!

تهران - 20/10/62