رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از June, 2009

چرا كه نه

دست مزن چشم به بستم دو دست
راه مرو چشم به بستم دو پا
حرف مزن قطع نمودم سخن
نطق مکن چشم به بستم دهن
هیچ نفهم این سخن عنوان مکن
خواهش بی فهمی انسان مکن
لال شوم کور شوم کر شوم
لیک محال است که من خر شوم

اشرف الدین گیلانی (نسیم شمال)


+ عقيده دارم، يعني معتقدم، يعني فكر مي كنم، يعني حدس مي زنم، اصلا اينه كه به گمونم غلط نكنم كمي در گذشته گير كردم. بر خلاف روحيات سابقم. كمي پياده روي و تفكر و دوري از روزمرگي ها بنظرم بتونه علاجش باشه. شايدم كوه! چرا كه نه!
+ مصراع آخر اين شعر بالايي، هديه از استاد محبي هست. در شروع كلاس هاش پاي تخته مي نوشت و يك دقيقه سكوت مي كرد.