رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از July, 2006

عوضی

در قسمتی از دنیا - حیوونا زندگی می کنن!
حیوونا حیونی می کنند.
حیووونا ....

بر پدرشون لعنت!
انگار نه انگار که داره جایی ...

این کوفی عنان هم آدمه آخه؟؟؟؟

با این آدما
من
اينترنت نمی خوام
من ماهواره نمي خوام
من رنگ و لعاب نمی خوام
من ميکروسافت و کوکا و بنز و نایک و ياهو و گوگل و چه و چه نمي خوام!
لعنت بر این سکوت مضخرف آدماي به ظاهر حسابي!

فارغ میشم!

دارم فارغی مي شم!
خدا مرگش بده! نمي دونم که حاملم کرد!
تعصب و عدم پيشرفت رو خونديد!
آدم شوخی شوخی حامله میشه! بچه دار میشه! نيازي به تجسم کردن آدم بعنوان بچه نيست!
گاو آدم زاييده! انگار خود آدم زاييده! آخه گاوم کجا بود من.

عجب حالي ميده فارغ شدن!
نوبت هاي مختلفي توي زندگي تا حالا اين دردو کشيدم و اين حالو بردم! خدا قسمت کنه ايشالا!

بعد از دبستان، سوم راهنمايي، ديپلم، مدارک کلاس زبان، کشتي، سيبيل، دانشگاه، کار، و الان ليسانس!
بهم ميگن: يک پسر ليسانسه! عاشق لاس وگاسه! و ....

اگر از من بپرسن اگر برگردی به عقب، باز همين مسير رو طي مي کني؟
جواب خوبي خواهم داد.
نه!!!

از تونل رسالت اين مسيرو ميام!
آخه اين چه سئواليه؟ مگه قراره برگردم به عقب!؟ نه که نه! پس جلوتو بپا!
حامد

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟
قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود.
سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ٌّ چرخ رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا ن…

مردم همه می جهنميدند

در سردر کاروانسرايی
تصوير زني به گچ کشيدند

ارباب عمايم اين خبر را
از مخبر صادقی شنيدند

گفتند که وا شريعتا خلق
روی زن بی نقاب ديدند

آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند

ايمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنين رسيدند

اين آب آورد آن يکی خاک
يک پيچه ز گل بر او بريدند

ناموس به باد رفته ای را
با يک دو سه مشت گل خريدند

چون شرع نبی از اين خطر جست
رفتند و به خانه آرميدند

غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شير درنده می جهيدند

بی پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف می دريدند

لب های قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می کيدند

بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپيدند

درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنميدند

می گشت قيامت آشکارا
يکباره به صور می دميدند

طير از وکرات و وحش از جحر
انجم ز سپهر می رميدند

اين است که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند

با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نااميدند

احمدک

بچه های کلاس در حال داد و فریاد هستند که معلم وارد کلاس میشود


معلم چو ناگاه آمد ، کلاس
چو شهری خفته خاموش شد
سخنهای ناگفته در حلقها
به لب نارسیده خاموش شد
سکوت کلاس غم آلود را
صدای درشت معلم شکست
ز جا احمدک جست و بند دلش
ز این بی خبر بانگ ناگه گسست:
بیا احمدک درس دیروز را
بخوان تا ببینم که سعدی چه گفت ؟؟
ولی احمدک که درس ناخوانده بود
بجز آنچه دیروز بشنیده بود
زبانش به لکنت بیافتاد و گفت :
بنی ، بنی ، بنی آدم اعضای یکدیگرند
وجودش به یکباره فریاد زد :
که در آفرینش ز یک گوهرند
زبان دلش گفت بی اختیار :
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو که ، تو که ..... وای یادش نبود
جهان پیش چشمش سیه پوش شد
نگاهی به تاریکی از روی شرم
به پایین بیافکند و خاموش شد ...
معلم بگفت با لحن گران :
که ای احمدک ، کودن بی شعور
نخواندی چنین درس آسان ؟ بگوی
که چیست فرق تو با دیگران ؟؟
خدایا ، چه گوید ؟ بگوید حقایق؟؟
بگوید چیست فرق او و آن کسان؟؟
به آهستگی گفت با قلب پاک :
که آنان به دامان مادر خوشند
و من بی وجودش می نهم سر به خاک
من از روی ترس و اجبار مرگ
کشیدم از آن درس بگذشته دست
کنم با پدر پینه دوزی و کار
ببین ، ببین دست پر پینه ام ش…

a letter to wife

One person wrote a letter to his wife,

Dear Sweet Heart
I can't send my salary this month, so I am sending 100 kisses.
You are my sweetheart

His wife replied back after some days to her husband:

Dearest sweetheart
Thanks for your 100 kisses, I am sending the expenses details:
1. Milk man was agreed on 2 kisses
2. Teacher agreed on 7 kisses
3. Our house owner is coming every day and taking two or three kisses of mine
4. Vegetable and food shop keeper was not agreeing with kisses only, so I have given some other items to him ...........
5. Others 40 kisses
Please don't worry for me, I have balance 35 kisses and I hope I can complete this month.
Shall I plan same way for next months, Please advice?????????
Your Sweet Heart





according to fifa worldcup 2006, she pay kisses for attend in live match!

نگاه شاگرد

استاد کوزن کلمات اصل نخستین را که قرار بود بر دروازه ی معبد اواکو در کیوتو حکاکی شود می نگاشت. او کلمات را با قلم مو روی تکه کاغذی نقش میزد تا سپس روی چوب حک شود.یکی از مریدان استاد برای او مرکب می ساخت و به خوشنویسی استاد می نگریست.
مرید گفت: چندان خوب نشد.
کوزن دوباره نوشت.
مرید گفت: این از آن هم بدتر شد.
کوزن دوباره نقش زد.
پس از شصت و چهار بار مرکب ته کشید و مرید رفت تا باز هم قدری مایه مرکب بیاورد.استاد که
تنها شده بود و چشم خرده گیری مزاحم او نبود با باقیمانده مرکب نقش تندی زد.مرید چون بازگشت نگاه ستایش آمیزی به آخرین کوشش او کرد و گفت: شاهکار است.

عمو سبزي فروش

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمدشاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عده‌مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.
چاره‌اي نداشتيم. همه ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.
اشعار مختلفي …

تعصب و عدم پيشرفت

5 سال پيش:
1 - من - تو رو - مي خوام!
2- من عاشقتم!
3- من عاشق افکار و انديشه هاي آقا و خانوم برنر هستم!
4- من عاشق ميدون انقلاب و ميدون تجريش و درکه هستم!
5- آخ که وقتي سوار اتوبوس ولوووو، وقتي از خيابون ولي عصر به سمت پايين مياد، هستم، انگار تو شهر بازي هستم!
6- من، عاشق بنز هستم!
7- من مي ميرم براي علي، دوست دانشگام! بس که شوخو شنگه!
8- من عاشق پزشکي هستم!
9- من اينقدر با داداشم مچم که نگو و نپرس!
10- من احترام خاله و بزرگترامو نگه مي دارم! اينقدر که همه مي دونن!
11- من از ريش گذاشتن بدم مياد!
12- از شلوار لي حالم بهم مي خوره!
13- از ترانه هاي ايراني متنفرم!
14- دوست دارم از ايران برم! هر جا که شد!
15- دوست ندارم شنا رو!
16- من از دختر چادري بدم مياد!
17- من از عطر تند بدم مياد!
18 - من زبان انگيسي رو مي پرستم!
19- من بيل گيتس رو مثل يک قديس مي دونم! و عاشق زندگيشم! و تمام محصولات ميکروسافت رو استفاده مي کنم حتمان!
20- من روزي 20 بار روي زمين شنا مي رم و شونه هامو 2-3 وعده در روز به بالا و پايين جهت انجام نرمش پرتاب مي کنم.


2 سال پيش - با تعصب:
1- من تو رو با هيچ چيز توي دنيا عوض نمي کنم!
2- تو ديگه جزيي …

جالب انگيز ناک

به ترتيب آموزنده و جالب بودن براي من -------------------------------------------------------- فرهنگ خواستگاري رفتن
http://www.movazy.com/archives/000410.php

تاثير ازدواج بر مردان
http://www.movazy.com/archives/000535.php

نامزد کنون!
http://www.movazy.com/archives/000541.php

جوابيه

خونه نشسته بودم ، يه فکري زد به کلم ، برم که درس بخونم .
دويدم و دويدم به مدرسه رسيدم .
تلاش و کوشش کردم ، مدرسه به من هيچي داد !
دوباره باز دويدم ، دویدم و دويدم ، من به کوهي رسيدم ، کوهي به نام کنکور !
وايستادم و وايستادم ، زير پاهام علف شد ! علفو دادم به کنکور ، کنکور بهم يه راه داد .
دوباره باز دويدم ، دویدم و دویدم . به ليسانسم رسيدم .
ليسانس رو دادم به شرکت ، شرکت بهم کار نداد .
ليسانس رو دادم مغازه ، مغازه بهم الاغ داد ! نه ببخشيد ! مغازه بهم کار نداد .
ليسانس رو دادم به نونوا ! مرديکه مي گه من خودمم ليسانس دارم ! يه فکري زد به کلم ، برم خونه بشينم !

بزي به من پشکل داد

دويدم و دويدم
سر کوهي رسيدم
دوتا خاتون رو ديدم
يکي بهم آب داد
يکي بهم نون داد
نون و خودم خوردم
آب و دادم به زمين
زمين به من علف داد
علف و دادم به بزي
بزي به من پشکل داد
پشکل رو دادم به نونوا
نونوا به من آتيش داد
آتيش رو دادم به زرگر
زرگر به من قيچي داد
قيچي رو دادم به خيايط
خياط به من قبا داد
قبا رو دادم به بابا
بابا به من خرما داد
يکي رو خوردم شيرين بود
يکي رو خوردم تلخ بود.

آسون بگير

بگيرم يا نگيرم!
آسونو مي گم!

اگر آسون بگيرم:
به آسوني ناراحت بشم!
به آسوني شاد بشم!
به آسوني دپرس بشم!
به آسوني عاشق بشم!
به آسوني عصبي بشم!
به آسونی تصميم بگيرم!
به آسوني همه چيو ول کنم!
به آسوني سخت کنم همه چيو!
به آسوني آسون کنم سختي ها رو!
به آسوني ….

و اگر سخت بگيرم:
به سختي ناراحت بشم!
به سختي شاد بشم!
به سختي دپرس بشم!
به سختي عاشق بشم!
به سختي عصبي بشم!
به سختي تصميم بگيرم!
به سختي همه چيو ول کنم!
به سختي سخت کنم همه چيو!
به سختي آسون کنم سختي ها رو!

احساسات متناقض براي زمان هاي مختلف!
زماني که با اتفاقي، حادثه اي، مناسبتي، جمعي، انديشه اي، شخصي، موردي و ... خوب، مهربون، مناسب، منطقي، مصمم، صميمي، احساسي، بد، نا مناسب و .... برخورد مي کني، در زمان ديگه به هر طريقي برخورد مي کني، الا اون روش هاي قبلي!
به زعم من، استانداردي براي اين حالت ها وجود ندارد! چرا که آدم در لحظه برخوردها رو از خودش بروز ميده!
شايد استاندارد بشه همون تجربيات آدم!
شايد بشه اطرافيان آدم!
شايد بشه تجربيات قديم آدم!
شايد بشه اشتباهات گذشته آدم!
شايد بشه، برنامه هاي آينده آدم!
شايد بشه تجربيات جديد آدم!
و شايد - حتي - بشه اشتباهات جديد آدم!

آزمون استخدامي

تست هاي فرهنگي هنري
هنرپيشه معروف سينما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت
هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو
هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني
بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر
يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) … خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!
خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
تست هاي ورزشي
مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟
الف) علي پروين
ب) علي شهين
ک) علي مهين
ش) علي دمبه
کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت
تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) استقلال اهواز
باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو
بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن ص…

حفظ نشاط روح

روح انسان فوق العاده لطيف است و زود عکس العمل نشان می دهد.
اگر انسان در يک کاري بر روح خودش فشار بياورد - تا چه رسد به روح ديگران - عکس العملي که روح انسان ايجاد مي کند گريز و فرار است. مثلا در عبادت. جزء توصيه هاي پيامبر (ص) اين است که عبادت را آنقدر انجام دهيد که روحتان نشاط عبادت دارد، يعني عبادت را با ميل و رغبت انجام دهيد. وقتي يک مقدار عبادت کرديد، نماز خوانديد، مستحبات را بجا آورديد، نافله انجام داديد، قرآن خوانديد و بيداري کشيديد، ديگر حس مي کنيد الان اين عبادت سخت و سنگين است. يعني به زور داريد، بر خودتان تحميل مي کنيد.
فرمود: ديگر اينجا کافي است، عبادت را به خودت تحميل نکن. همينقدر که تحميل کردي روحت کم کم از عبادت گريزان مي شود و گويي عبادت را مانند يک دوا به او داده اي، آن وقت يک خاطره بد از عبادت پيدا مي کند. هميشه کوشش کن در عبادت نشاط داشته
باشي و روحت خاطره خوش از عبادت داشته باشد. (سيري در سيره نبوي - ص 212)

از کتاب طهارت روح، نماز و عبادت در آثار شهيد مطهري - گرد آورنده: حسين واعظي نژاد صفحه 123 - تايپ: حامد