۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

تنها راه، صورت مساله

در زمره افرادي كه از مصاحبت باهاشون هميشه هم لذت مي برم و هم درس مي گيرم، مهندس قاضي نور هستند.
هفته گذشته كه به بهانه اتمام خدمت سربازي مجالي دست داد تا باهاشون تلفني صحبت كنم، صحبت هاي زيادي شد و راهنمايي هاي زيادي ازشون گرفتم.
يك تماسي باهاشون يكي گرفت، كه ظاهران در مورد ترك سيگار و اينكه به جاش چي بخورند (مثل آدامس و اين حرفا) باهاشون صحبت مي كردند و اونوقت ايشون از اينكه خودشون 10 ماهي ميشه كه سيگار نمي كشند، گفتند. خودم رو هلاك كردم به اينجا برسم تا اون جمله اي كه در ذهنم هك شده رو بگم. گفتند كه تنها راه ترك سيگار، نكشيدن سيگاره!!
تنها راه خيلي چيزا .... در خود همون چيز نهفته است. من فاكر (از ريشه فكر حالا تو فكر بد بكن!!) هستم الان!!
چند ساعت پيش منزل عمو مجتبي بوديم و جا خالي نباشه ي امير رو .... جاش واقعا خالي بود. اتاقش خيلي ... حس خوبي دارم از اينكه رفت. دوست دارم روي فيلمي كه از رفتنش ديدم موسيقي Conquest Of Pradise رو بشنوم! در ذهنم رفتنش رو تصور مي كنم و موسيقي رو گوش مي دم. امير حسين! برات بهترين ها رو آرزو مي كنم. اين اميرحسين، پسر عموي منه!

۱ نظر:

  1. فک کنم این حک باید از حکاکی اومده باشه و با هک اینترنتی فرق داره.
    سیگار هم چیز بدیه!

    پاسخحذف