پری رویان قرار از دل ...


سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند - پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند - ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند - نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند - رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد - ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند - ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند - بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند - که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

نيره ديگري از بينمون رفت. دختر عموي عزيزم!
چشمام بارونين و ....
به همه خودمون تسليت مي گم. خاله ثرياي عزيزم و حاج عموي عزيزم. به زهرا آباجيش و حاج علي داداش بزرگش!
علي الخصوص به ابراهيم داداش خوبم كه نيست و مي دونم چه مي كشه در اين دوري!
خدا به همشون صبر بده!

عكسي ازش ندارم. بايد لابلاي اين ابرا پيدايش كنم! بايد همونجاها باشه! ابراهيم توي خوابش، اونجاها ديده بودش!

نظرات

ارسال یک نظر