۱۳۸۶ آبان ۱۶, چهارشنبه

نع!

نه که خبري نباشه ها. کلي چيز مي بينم و حس مي کنم و دوست دارم بنويسم. وقت مقتضي براي بيانش نيست. يک شنبه هم که پست دارم.
فعلا خوندن بلاگ اين پيرزن رو براي پايان کار امروزم انتخاب مي کنم.
کلي هم خوندن ريدر داشتم که کسي نفهميد و همه رو جملگي READ ALL کردم. از نويسنده هاشون عذر نمي خوام چون به اونا ربطي نداره. من نرسيدم بخونمشون. اميد سر وقت از نوشته هاشون بهره جويم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مادر

 در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...