نه که خبري نباشه ها. کلي چيز مي بينم و حس مي کنم و دوست دارم بنويسم. وقت مقتضي براي بيانش نيست. يک شنبه هم که پست دارم.
فعلا خوندن بلاگ اين پيرزن رو براي پايان کار امروزم انتخاب مي کنم.
کلي هم خوندن ريدر داشتم که کسي نفهميد و همه رو جملگي READ ALL کردم. از نويسنده هاشون عذر نمي خوام چون به اونا ربطي نداره. من نرسيدم بخونمشون. اميد سر وقت از نوشته هاشون بهره جويم.
۱۳۸۶ آبان ۱۶, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مادر
در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...
-
آدمیزاد موجود عجیبی است. بیش از دو سال پیش خرسند از نارنجی پوش شدن و عضوی از آمازون بودن، بودم. اما اکنون دو صد چندان خرسندم که دیگر برای آن...
-
مجموعه فیلم های ماموریت غیر ممکن از جمله علاقه مندی های من بوده و هست. مشخصا به میزانی که در جوانی عاشق جمشید هاشمی پور بودم، در دو دهه اخی...
-
داستانی ادامه دار. در این 12 (یا شاید 13) سالی که از خارج از ایران و در دیار کفر روزگار می گذارنم و گاهی دیده میشوم، بارها شده است که به این...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر