۱۳۸۷ فروردین ۱, پنجشنبه

عدد بده

خوششششششششششششششگله! (فايل صوتي) (از اينجا آوردمش)
بین دیازپام ده خورانده‌اند

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

از سه‌راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه‌راه آذری گذر

ز کار و بار و یار و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر

دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر

دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر

عر بزن،
کوبه‌ی سفالی‌ات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر

ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر

جسم خود سه‌راه آذری ببر برون نیا
شمال شهر را بکش، بکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر

ز سر، ز همسر زمادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان گذر، زجان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر

ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین

دلت به انتظار چشم‌هاست، عدد بده
دلت به انتظار چشم‌هاست...
ببین جهان چگونه کرده است، راست

نرو به زیر کار و بار دلبران، گران
نرو نرو نرو، نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد
از کران تا کران
دلت چه شد، دلت چه شد
به باد رفت
تمام ایده‌ها و آرزو، ز یاد رفت

چست و چابکی چنین که خشم دردهی
ز جان گذر
ز جان ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو، بشو تهمتن و ز هفت‌خوان گذر
دد بشو، دد بشو، دد بشو
بشو بشو تهمتن و ز هفت‌خوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران

ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین

ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول می‌دهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده‌ است عدد
فکر خلق را

مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشه‌ای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بی‌کرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگیت، سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده

چه مانده‌است در برت فقط ندای ماندولین
چه مانده‌است در کف‌ات، فقط سرنگ انسولین

انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ...

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

آی مرد سامری خفن شدی
در سه‌راه آذری کفن شدی
ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدی

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
( ترانه و آهنگ از نامجو)

كافيست

براي الان كافيه. بگيرم بخوسبم. دوست ندارم نقش بازي كنم ديگه. ادا در نيارم. از شوخ و شنگيم كم كنم. يك كم هم جدي باشم ببينم چي واي ميسه؟ بهم مياد يا نمياد! (يا بهم ميره! D:)

۱۳۸۶ اسفند ۲۹, چهارشنبه

تنها ترين سال هچل هفت


اصلا ته و انتها به غير از مرگ چه معنايي داره؟ يعني چي آخرين ... سال 86؟ 85. 84. 83. 82. 81. 80. 79. 78. 77. 76. 75. 74. 73. 72. 71. 70. 69. 68. 67. 66. 65. 64. 63. 62. 61. 60. 59. مي دونيد؟ تك تك اين اعداد رو كه تايپ مي كردم، به حالت ها و اتفاقاتي كه توي اون سال فكر مي كردم. مرورشون مي كردم. چيزايي كه البته يادم مياد رو. بمونم سر خودم تا تعطيلاتي به اسم نوروز بياد؟ ساعت به جلو كشيده بشه؟ بعد از چند روز تعطيلي، تغييراتي كلي و جزيي در آدم ها و اجتماع و ... ببينم؟ اين يعني سال جديد؟ پس معني روز جديد، لحظه جديد، تصميم جديد چي هستند؟
سالي كه عنوانش 86 بود، براي من سال خوبي بود. خيلي درگيري فكري داشتم. خيلي زياد. از نظر مالي، به ظاهر حساب بانكيم، نصفش خالي شده، اما سال بعد پرش مي كنم. وضع ظاهرم، يك لباس خاكي بود، كه اصلا اذيتم نكرد و نمي كنه. اما خسته هستم. زيادي خستم. بله البته. خسته نباشم. خستگيم فكر مي كنم به بي حوصلگيم انجاميده. اما حقيقت اينه كه تنهام. چيزي كه بهش اصلا فكر نكرده بودم و اشتباه مي كردم فكر نمي كردم و اشتباه مي كنم فكر نمي كنم. لزوم بيرون اومدن از تنهايي ازدواج نيست. طرز فكر غلطي داشتم. داشتم. داشتم. دارم!! ساكت مي شم من.
اين اواخر، يك دوست خوب دستش توي دستمه. اسمش كتابه. اولا باهاش لاس مي زدم، اما جديدا باهاش زندگي مي كنم. گوگل ريدر رو كمرنگ كردم. خيلي زياد.
براي عمري كه ازم گذشته تنها مي تونم بگم حيف. آقاي قاضي نور (مسئول هاست ترنج) مي گفت بهم اين دو سال جزو عمرت نيست. اونجا هم بهت پيشنهاد استخدام دادند، نرو. به حرفاش رسيدم من. واي كه حال امسالم اصلا با پارسال يكي نيست. در حاليكه هنوز از خدمت اجباريم مونده اما خيلي اميد دارم. بهتر بگم. انگيزه دارم. به جرات ميگم براي تجربه هاي جديد. اشتباهات جديد. يادگيري.
زيباترين عكسي كه ديدم، عكس خودم بود.
بهترين كسي كه از دست دادم، خودم بود.
بهترين كسي كه باهاش آشنا شدم، خودم بود.
بدترين صحنه اي كه ديدم، صحنه اي از خودم بود.
بيشترين چيزي كه از دست دادم، زمان بود.
بهترين دوستم تنهايي؟ كتاب؟ اين يك تيكش خيلي منفيه. ازش اسكيپ مي كنم.
اين چند روز، خيلي لج دارم. حرس (حرص؟) مي خورم.
دوست دارم سال هچل هفتي نباشه سال 87.



پس و پيش 1: چون آدم بي جنبه اي هستم همون بهتر كه نرم بيرون خريد اين شب آخري. يك ريقه رفتم بيرون، طرف كفشاش رو حراج كرده بود. مي خواستم 3 جفت كفش بردارم، 22 تومان، يكيش رو برداشتم، 7 تومان. كتوني بود. همون بهتر. وگرنه ورشكسته مي شدم.
پس و پيش 2: سرباز نمونه كه شدم، قراره يك چند روزي شيرين تشويقي بگيرم. از اين بابت خوش به حالم شده.
پس و پيش 3: به تفكر اين روزهام ادامه مي دم. به نتايج خوبي رسيدم كه بايد روي خودم كار كنم و به قول يكي از سرهنگاي پادگان عملياتيش كنم.
پس و پيش 4: آقاي امام دادي كه از هند اومدند، به من سلام رسوندند. سلامت باشند.
پس و پيش 5: بذار اين 11 تا فيلمي كه سفارش دام به دستم برسند. نه!‌بذار!!
پس و پيش 6: زيباترين اس ام اسي كه دريافت كردم، اوني بود كه دوستم برام نفرستاد. اون بالا بايد مي گفتم، اينجا گفتم. شوخي كردم. اوني بود كه دوستم مشخصا براي من تايپ كرده بود. فقط و فقط براي من. از اونايي نبود كه سند تو عال بود.
پس و پيش 7: چه خوبه كه فردا صبح سال تحويل ميشه.
پس و پيش 8: روي يك فايل دارم كار مي كنم.
پس و پيش 9: حس مي كردم كه بعضي آدم ها ازم دوري مي كنند. نيازي نمي بينم اصلا بهش فكر كنم. چون به من ربطي نداره اصلا! :) بي خيالي رو حال مي كني؟
پس و پيش 10: يك 40 50 دقيقه اي از علي سنتوري رو ديدم. خوب هر فيلمي كه واقعي باشه، در مورد ايران هم باشه، چرا تلخه؟ مثل آدم برفي. مثل سگ كشي. مثل پرسپوليس. مثل علي سنتوري. حقيقت مثل كون خيار تلخه. چه بازيي قشنگي داشت.

عيد و حال و حوصله


+ عيد خونه ايم. حال و حوصله بچه ندارم. صبا و زينب دارند بازي بازي مي كنند و من يكي دوباز ازشون خواستم بس كنند.
+ ديشب فيلم پرسپوليس رو ديدم. يك داستان و حقيقت واقعي رو خيلي قشنگ به تصوير كشيده بود. اگر كسي نمي دونست، فكر مي كردند چه فيلم توپي رو دارم مي بينم. اما يك كارتون، يك انيمشين! چه مادربزرك باحالي داشت ولي!
+ اين يعني سال نو مبارك. به ژاپني البته.
+ مي مطالعه ايم!

۱۳۸۶ اسفند ۲۷, دوشنبه

حس







think loudly را جست و جو كردم اونوقت ببين چي

برام برداشته آورده؟ ؟!






اين طور نوشتن به من ميگه كه

















بايد دفرگ كنم افكارمو!























خوب لابد سال نو مبارك است!

۱۳۸۶ اسفند ۲۵, شنبه

تيليط

يم سمبيمت سبيت نس بنس تيبننم سسيب مم اين :( بعد نتسينبذنمزطذرزس يسبنتزطر طنر اون
ستنيصنت شسي ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ديليت ؟!؟!؟!؟
///////////////////////////////////////////
چجوري ديليت كنيم؟ با اين يا با اون؟

۱۳۸۶ اسفند ۲۴, جمعه

راز


و من هم راي دادم. فيلم راز هم كه محصول 2006 استراليا است، اينو ميگه. جالبه كه امروز اين صحبت رو ازش شنيدم كه به درد انتخابات هم مي خورد. تازشم! ليستي كه من تهيه كردم و دست نويس از روي اينترنت فهرست اسامي نامزدهاي حزب مطبوعم رو نوشتم، دادم به 4 نفر ديگه و نوشتند. يكيشون كسي بود كه تو حوزه راي نشسته بود، همينجوري گفت من ليست غيراصولي ها رو پيدا نكردم، شما داري؟ گفتم آره دارم مي نويسمش. و :)
عين عبارت فيلم كه هيل دوسكين (نويسنده) ميگه: اگر شما مخالف يك سياستمدار خاص هستيد، از رقيبش حمايت كنيد، خيلي وقتها راي گيريها به نفع كساني به پايان ميرسه كه مردم واقعا مخالفشون هستند. به خاطر اينكه اونا دارند تمام انرژي و تمركز رو دريافت مي كنند!

مادر

 در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...