پست‌ها

نمایش پست‌ها از اوت, ۲۰۱۷

روزگار جوانی

تصویر
۱.  امروز که نوبت جوانی من است مِی نوشم از آن که کامرانی من است عیبم مکنید، گرچه تلخ است، خوش است تلخ است، از آن که زندگانی من است‌! سالها پیش، یعنی حول و حوش سنه ۱۳۸۴ که کماکان دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز، ولی همچنان سرگردان بین ساختمانهای مختلف از جنوب شهر تا مرکز شهر تا غرب شهر تهران، بودم، در یک امتحان آخر ترم یک درس تخصصی یک استاد خیلی باحالی این شعر رو در آخرین صفحه و بعد از سوال آخر نوشته بود. شاید بگید ۲۱ سال پیش این حرف زیاد تاثیر گذار به نظر نمیاد اما باید گفت چرا. خیلی تاثیر گذار بود. خیلی خیلی تاثیرگذار بود. جامعه به این آزادی و فرهیختگی و وارستگی که در جامعه کنونی ناظر هستید نبود. خانواده ها و نرم های جامعه خیلی چیزها را عیب می کرد  و قضاوت می کرد. موسیقی،‌ فرهنگ،‌ خانواده و تحصیل و همگی به مراتب با امروز تفاوت داشت. آنهم تفاوت معنا دار. قطعا شبکه های مجازی و جمیع اتفاقات جامعه امروزی رو بازتر و بهتر کرده است. شرایط اقتصادی را فاکتور میگیرم چون از حیطه کنترل من و مای مردم خارج بوده است. اون نسل (۲۱ سال پیش) اگه هر کدام با فاصله چند یا چندین سال هم برخی اشان از...

آنچه گذشت

تصویر
در ایامی که نبودم زیاد گذشته است. حنا - دخترم - بزودی دو ساله می شود و خودم هم 4 سال و  7 ماهی است که در آمریکا زندگی می کنم.  زندگی با مرضیه  - همسرم - هم که شیرین تر از گذشته است. خدا روشکر. کارم را اینجا بعد از حدود 3 سال و 10 ماه عوض کردم. در همون مدت هم تلاشهایی کردم (2 بار) اما به دلایل مختلف ماندنی شدم. اما این بار - بار سوم - دیگه تصمیم قطعی گرفتم و با اینکه سخت بود (چه تصمیم - چه تغییر - و چه جا افتادن در کار جدید) اما راضیم. پارسال بخاطر برنامه ای که نوشتم از رییس سازمان بهداشت ملی آمریکا - NIH - جایزه گرفتم. و جالب اینجاست که امسال هم - با توجه به اینکه دیگه برای اونجا کار نمی کنم - برای همون برنامه دوباره دارم میرم جایزه بگیرم. من حیث افکار و دغدغه ها، خب تغییراتی بوده و هست حتمن. چه به لحاظ اختلاف فرهنگی محیطی که بودم و اینجا و چه به لحاظ مصاحبت و زندگی با آدم های مختلف از کشورهای مختلف، جهان بینی و نگرشم نسبت به خیلی امور تغییر کرده. بهتر شده یا بدتر؟ نمی دونم. بنظرم بیشتر چکش خورده. به واقعیت نزدیک تر شده. وقتی توی پوست خودتی، یا وقتی توی محله ی...

دوباره

تصویر
پس از مدتی دوری دوباره برگشته ام به اینجا. این بار دوست دارم بیشتر بنویسم. گویی فکرم بسراغ جایی می گردد که هر آنچه در آن می گذرد را خط خطی کند.  کجا بهتر از اینجا؟  توی اینستااگرام و جاهای دیگه لذتی در نوشتن و بروز نمی بینم. اینجا باید بنویسم و می نویسم.