پست‌ها

نمایش پست‌ها از اکتبر, ۲۰۱۷

روزگار جوانی

تصویر
۱.  امروز که نوبت جوانی من است مِی نوشم از آن که کامرانی من است عیبم مکنید، گرچه تلخ است، خوش است تلخ است، از آن که زندگانی من است‌! سالها پیش، یعنی حول و حوش سنه ۱۳۸۴ که کماکان دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز، ولی همچنان سرگردان بین ساختمانهای مختلف از جنوب شهر تا مرکز شهر تا غرب شهر تهران، بودم، در یک امتحان آخر ترم یک درس تخصصی یک استاد خیلی باحالی این شعر رو در آخرین صفحه و بعد از سوال آخر نوشته بود. شاید بگید ۲۱ سال پیش این حرف زیاد تاثیر گذار به نظر نمیاد اما باید گفت چرا. خیلی تاثیر گذار بود. خیلی خیلی تاثیرگذار بود. جامعه به این آزادی و فرهیختگی و وارستگی که در جامعه کنونی ناظر هستید نبود. خانواده ها و نرم های جامعه خیلی چیزها را عیب می کرد  و قضاوت می کرد. موسیقی،‌ فرهنگ،‌ خانواده و تحصیل و همگی به مراتب با امروز تفاوت داشت. آنهم تفاوت معنا دار. قطعا شبکه های مجازی و جمیع اتفاقات جامعه امروزی رو بازتر و بهتر کرده است. شرایط اقتصادی را فاکتور میگیرم چون از حیطه کنترل من و مای مردم خارج بوده است. اون نسل (۲۱ سال پیش) اگه هر کدام با فاصله چند یا چندین سال هم برخی اشان از...

منوج

تصویر
اون قدیم ندیم ها تو تهرون منوچهر رو منوج صدا میزدیم.  حالا از قضا یه همکاری داریم DBA هست که اسمش Manoj هست و هر وقت مجبورم باهاش حرف بزنم یک اسمایلی ظریف طوری بر لبانم نقش می بندد :)

مادر شکوه

تصویر
توی اون سال اولی که اومده بودم امریکا، یه شبی حول و حوش 12 شب داشتیم بر میگشتیم خونه از یه مهمونی، که یهویی یه ماشینی بطرز خیلی خرکی وارانه ای پیچید جلوی ماشین ما و لایی کشید و رفت. من خیلی فوری گفتم: "مادرت رو" و بعد یک سکوت 4-5 ثانیه ای برقرار شد. پیش خودم می گفتم که احتمالا این جمله الان باید یه جوری تموم بشه و نذارم مرضیه خودش تو ذهنش "جای خالی را با عبارات مناسب "پر کنه. آقا من هم جمله رو اینجوری تکمیل کردم: "... به مادر شکوه معرفی کن". خلاصه بعضی وقتها از مادرشکوه به نیکی یاد می کنیم.

Hats off to Apple

تصویر
داستان این طور شروع میشه بعد از داشتن گوشی اندروید و کلی انگولک کاری و این صوبتا؛ خاطر همایونی بر آن شده است که گوشی بعدی اش را از طایفه آیفون ابتیاع نماید.  در باب چون و چرای این قضیه برای منی که همیشه اه اه ایفون و به به اندروید کنان بوده، حرفهایی هست که باید بزنم و از خودم دفاع کنم (دفاع که نع! دلایل روی آوردن به آیفون رو بگم).  یکی از مهم ترین دلایل این قضیه این هست که دلم می خواد  مرضیه و اطرافیانم شاهدن که من چقدر اندروید رو انگولک می کردم. اینکه ROOT کنی دستگاه رو و برنامه های مختلف بریزی روش یا فونت پیش فرض رو عوض کنی؛ یا اینکه LineAgeOs بریزی روش یا اینکه Luncher های قشنگ قشنگ بریزی روش و برنامه های مختلف برای Text و Dialing و ...  علی الظاهر دستت در این موارد آنچنان در آیفون باز نیست. خب حقیقتش اینه که توی روح اندروید! اینقدر با دوربین و برنامه های پیش پا افتادش مشکل داشتم و کماکان دارم که نگو. الان فقط دلم می خواد هر وقت دلم میخواد عکس بگیرم و دوربینم قر نیاد. و دوست دارم مثل آدم پیام های کوتاهم برسند به افراد و برسند به دست خودم.  اینکه در...