من يك خال سياه/قهوه اي بر روي پاي چپم دارم. يادگاري اي از مادربزرگمه. ازش پرسيدم خاصيتش چيه؟ گفت يك نشونه است. خيلي خوبه كه آدم داشته باشه. بعد بهش گفتم من يك نشونه بزرگتر روي كشاله رونم دارم. گفت چيه اون؟ بهش نشون دادم و گفتم كه مال ماه گرفتگيه! ديد و گفت!! وي وي!! خوش بحالت چه جاي خوبي افتاده!
۱۳۸۷ آذر ۵, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مادر
در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...
-
آدمیزاد موجود عجیبی است. بیش از دو سال پیش خرسند از نارنجی پوش شدن و عضوی از آمازون بودن، بودم. اما اکنون دو صد چندان خرسندم که دیگر برای آن...
-
مجموعه فیلم های ماموریت غیر ممکن از جمله علاقه مندی های من بوده و هست. مشخصا به میزانی که در جوانی عاشق جمشید هاشمی پور بودم، در دو دهه اخی...
-
داستانی ادامه دار. در این 12 (یا شاید 13) سالی که از خارج از ایران و در دیار کفر روزگار می گذارنم و گاهی دیده میشوم، بارها شده است که به این...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر