علف

تصویر
  خب بذار راحت بگم. جمهوری اسلامی با سلبریتی‌ها دو جور برخورد داره. یه عده رو می‌ندازه تو لیست سیاه، ممنوع‌الکار می‌کنه، حسابشونو می‌بنده، پاسپورتشونو می‌گیره. یه عده دیگه رو می‌ذاره برن بالا. گلزار از اون دسته دومه. این حمایت همیشه پول نقد تو پاکت نیست. بیشتر اینه که در رو براش باز می‌ذارن و برای بقیه می‌بندن. صداوسیما بهترین مثالشه. گلزار سال‌هاست مجری برنامه‌های شبکه سه است. پانتولیگ همون برنامه‌ایه که هر شب پخش می‌شه و کلی بیننده داره. خیلی از بازیگرا حتی نمی‌تونن پاشون به تلویزیون برسه. اونایی که تو اعتراضات حرف زدن یا روسری‌شونو برداشتن، کلاً از قاب بیرون انداخته شدن. گلزار نه تنها بیرون ننداختن، گذاشتن مجری اصلی بشه. این یعنی میلیون‌ها نفر هر هفته می‌بیننش. این خودش یه حمایت بزرگه. بعدش سمت رسمی. فدراسیون تنیس اومد گفت تو شو سرپرست تیم ملی پدل. یه بازیگر سینما شد مسئول یه تیم ملی. این کار فقط برای پز نیست. اسپانسر میاد، پول جور می‌شه، اعتبار می‌ده. نهاد ورزشی که دست دولت باشه، همچین سمتی رو الکی به کسی نمی‌ده. از نظر پول و کار هم دستش بازه. فیلم پرفروش می‌سازه، دستمزد ب...

يك

یک هلی‌کوپتر که یک خلبان و یک سرنشین در آن بودند در حوالی سیاتل در حال پرواز بود که نگهان مشکلی فنی در سیستم ناوبری و بی سیم به وجود آمد. به خاطر تاریکی و مه، خلبان نمی‌توانست مسیر را پیدا کند.

خلبان به ناگهان متوجه برج بزرگی شد که رو به روی آن‌ها سبز شده بود و بعضی از چراغ‌هایش روشن بودند. از همراهش خواست تا روی کاغذی بزرگ بنویسید: «ما کجا هستیم؟» و به برج نزدیک شد. وقتی فاصله به اندازه کافی به برج نزدیک شد کاغذ را از پشت شیشه به افراد درون دفتر نشان دادند.

کارمندان سریعا به سمت یک کاغذ بزرگ دویدند و چیزی روی آن نوشتند و به سمت پنجره برگشتند. روی کاغذ نوشته شده بود: «شما درون یک هلی‌کوپتر هستید.»

خلبان لبخندی زد و به نقشه نگاه کند و به سمت فرودگاه سیاتاک رفت و به سلامتی فرود آمد.

بعد از فرود، مسافر از خلبان پرسید که: «چطور با خواندن اینکه شما درون یک هلی‌کوپتر هستید فهمیدی که کجای شهر هستیم؟‌»

خلبان گفت: «راحت بود. چیزی که خواندیم از نظر فنی درست ولی از نظر کاربردی کاملا بی استفاده بود. به راحتی فهمیدم که ما درست کنار ساختمان پشتیبانی فنی مایکروسافت هستیم.»

از كيبرد آزاد

و اين يكي (برادر در كعبه)

و همچنين اين يكي (سیستمهای عامل و شرکتهای هواپیمایی)

از اين كه از تازه هاي واژه هاي كاربردي اينترنت عقب بمونم، معذب بودم و هستم. سرچي كردم و اين رو پيدا كردم. حالا از درونياتم و برونياتم بماند كه چه خبراست! و پيرو مباحث خانم شين به خواندن اين موضوعات علاقه دارم. (هوش جسمي و احساسي)

نظرات

  1. دهه! کامنتی که من برای یک‌ساله شدنِ سربازی مربازی گذاشته بودم کو؟!!
    حالا شمام نگران نباش هنوز وقت بسیااااار است، منم نه فقط درس‌های دانش‌گاه که همین پراکنده‌خونی‌ها رو هم حساب کردم آخه!

    پاسخ دادنحذف
  2. دهه! کامنتی که من برای یک‌ساله شدنِ سربازی مربازی گذاشته بودم کو؟!!
    حالا شمام نگران نباش هنوز وقت بسیااااار است، منم نه فقط درس‌های دانش‌گاه که همین پراکنده‌خونی‌ها رو هم حساب کردم آخه!

    پاسخ دادنحذف
  3. کو کجا رفت؟ من کامنتم رو مي خوام!
    چيزي که اين جا کسي نمي تونه بفهمه، زمان و ارزشش و گذرشه! اجــــبــــاري!

    پاسخ دادنحذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

بزي به من پشکل داد

زندگي را زيباتر کنيم

من، گاو، ما!!!ما!!