۱۳۹۳ آبان ۲۴, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مادر
در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...
-
آدمیزاد موجود عجیبی است. بیش از دو سال پیش خرسند از نارنجی پوش شدن و عضوی از آمازون بودن، بودم. اما اکنون دو صد چندان خرسندم که دیگر برای آن...
-
مجموعه فیلم های ماموریت غیر ممکن از جمله علاقه مندی های من بوده و هست. مشخصا به میزانی که در جوانی عاشق جمشید هاشمی پور بودم، در دو دهه اخی...
-
داستانی ادامه دار. در این 12 (یا شاید 13) سالی که از خارج از ایران و در دیار کفر روزگار می گذارنم و گاهی دیده میشوم، بارها شده است که به این...

تسلیت میگم حامد جان. مراقب خودت باش. اقای ماهری هم جویای احوال هست.
پاسخ دادنحذفسلام رامین عزیز
پاسخ دادنحذفقربانت رفیق
توی مطلب دیگه هم لطف کرده بودی نظر گذاشته بودی
تو کجایی که آقای ماهری هم پیش شماست؟
سلامت باشند و سلام من رو بهشون برسون.
قربانت
حامد