علف

تصویر
  خب بذار راحت بگم. جمهوری اسلامی با سلبریتی‌ها دو جور برخورد داره. یه عده رو می‌ندازه تو لیست سیاه، ممنوع‌الکار می‌کنه، حسابشونو می‌بنده، پاسپورتشونو می‌گیره. یه عده دیگه رو می‌ذاره برن بالا. گلزار از اون دسته دومه. این حمایت همیشه پول نقد تو پاکت نیست. بیشتر اینه که در رو براش باز می‌ذارن و برای بقیه می‌بندن. صداوسیما بهترین مثالشه. گلزار سال‌هاست مجری برنامه‌های شبکه سه است. پانتولیگ همون برنامه‌ایه که هر شب پخش می‌شه و کلی بیننده داره. خیلی از بازیگرا حتی نمی‌تونن پاشون به تلویزیون برسه. اونایی که تو اعتراضات حرف زدن یا روسری‌شونو برداشتن، کلاً از قاب بیرون انداخته شدن. گلزار نه تنها بیرون ننداختن، گذاشتن مجری اصلی بشه. این یعنی میلیون‌ها نفر هر هفته می‌بیننش. این خودش یه حمایت بزرگه. بعدش سمت رسمی. فدراسیون تنیس اومد گفت تو شو سرپرست تیم ملی پدل. یه بازیگر سینما شد مسئول یه تیم ملی. این کار فقط برای پز نیست. اسپانسر میاد، پول جور می‌شه، اعتبار می‌ده. نهاد ورزشی که دست دولت باشه، همچین سمتی رو الکی به کسی نمی‌ده. از نظر پول و کار هم دستش بازه. فیلم پرفروش می‌سازه، دستمزد ب...

و ابراهيم

سلام
و ابراهيم (پسر عمو) به اسماعيل (من) گفت زبان بخون اي پسر (عمو) تا تو را در سرزمين نيکان (استراليا) ببينم. و من در کف ديدن ابراهيم (پسرعمو) هستم و به آنچه او گفت مي انديشم. باشد تا رستگار شوم.

ابراهيم و خانومش اومدند خونمون. خيلي حال کرديم و لذت برديم از ديدنشون. ايشالله که موفق باشند تو راهي که رفتند. کتاب زبانايي رو هم که خريدم بهش نشون دادم و راهنمايي هاي برادرانه اي هم کرد. کردا!!!!! مهدي هم بردشون رسوندش. چون خونه پدر خانوم ابراهيم (دکتر فخر) نزديکمونه.

اينايي هستند که کسري ميارند؟ کسري چيه؟ کسري يعني سابقه عضويت در بسيج بياري تا 3 ماه الي 9 ماه از خدمتت کم بشه. يک چندتايي از دور و بريمام تو پادگان اين کار رو کردند. خوب خوش به حالشون. اما بدجوري از سيستم لجم ميگيره. خوب که چي؟ طرف فوق ديپلم داره، صرف اينکه سابقه بسيج داره (سواد مواد يوخدو!) چند ماه زودتر از بقيه ميره. ارزشش رو داره؟ بنظر من نداره. درسته که 1 روزم از خدمتت زودتر تموم شه، برد کردي، اما بخاطر اين بري تو بسيج دانشجويي يا هر جاي ديگه. من که خوشم نمياد. اي کاش به آدما، به خاطر چيزي که هستند ارزش داده مي شد. بي خيال از اين ايکاش ها زياده. به اندازه موهاي سرم.

از شنبه تا فردا، اين هم اتاقيم نيست، از اين رو کارام نسبتا زياده. وقت کمتري توي اداره براي خودمه.

اوه اوه. اين خانوما نمي دونم چي فکر مي کنن که اين کولر بدبخت رو خاموش مي کنند توي اين گرما. بابا من خوب مردم از گرما. حالا خوبه خودشون چادر چاغچول سرشون مي کنند.

دعا کنيد تا من رستگار شوم. و براي آن رستگاري برنامه ريزي و کمر همتي ببندم.

سه روز هم هست (به غير از امروز) که طناب مي زنم، دراز نسشت ميرم و شنا (روي زمين) ميرم. اين شکمه بايد آب شه داداش. اينجوري که نبايد بمونه! خوبيت نداره. مردم چي ميگن. (اوه بسه بابا!)

نظرات

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگي را زيباتر کنيم

من، گاو، ما!!!ما!!