۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۶, چهارشنبه

قضيه

سلام
قضيه رو شنيدي؟ ازش ميپرسن تا حالا به فاک رفتي؟ بعد ميگه نع، يک قرار بذار آخر هفته با هم بريم. شده قضيه فرداي ما. مرخصي براي اونايي که يکروز مي خواستند ثبت نشده و حالا ما بايد توي اين گرما آخر هفته دسته جمعي بريم کوه (فاک و صفا!!). آدم دردش رو به کي بگه! کوهنورد شدن زورکي نديده بودم! بقدري اعصاب معصاب ندارم که نگو. مي خواستم امروز برم همدان کارت سوختم رو بگيرم. چون داداش اينا هفته بعد ميخوان برن همدان. خبر خوبي هم شنيديم که انگار مي خوان حقوق سربازا رو زياد کنند! (ها ها ! زحمت کشيدند!!)

به از صبوري اندر زمانه چيزي نيست - ولي نه از تو كه صبر از تو سخت عار بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مادر

 در آستانه پایان سال میلادی همی گفتم اینجا چیزی بنویسم از آنچه گذشت. اخیرا آواتار ۳ را بصورت سه بعدی به تماشا نشستم (دروغ چرا سینما لوکس بود...