علف

تصویر
  خب بذار راحت بگم. جمهوری اسلامی با سلبریتی‌ها دو جور برخورد داره. یه عده رو می‌ندازه تو لیست سیاه، ممنوع‌الکار می‌کنه، حسابشونو می‌بنده، پاسپورتشونو می‌گیره. یه عده دیگه رو می‌ذاره برن بالا. گلزار از اون دسته دومه. این حمایت همیشه پول نقد تو پاکت نیست. بیشتر اینه که در رو براش باز می‌ذارن و برای بقیه می‌بندن. صداوسیما بهترین مثالشه. گلزار سال‌هاست مجری برنامه‌های شبکه سه است. پانتولیگ همون برنامه‌ایه که هر شب پخش می‌شه و کلی بیننده داره. خیلی از بازیگرا حتی نمی‌تونن پاشون به تلویزیون برسه. اونایی که تو اعتراضات حرف زدن یا روسری‌شونو برداشتن، کلاً از قاب بیرون انداخته شدن. گلزار نه تنها بیرون ننداختن، گذاشتن مجری اصلی بشه. این یعنی میلیون‌ها نفر هر هفته می‌بیننش. این خودش یه حمایت بزرگه. بعدش سمت رسمی. فدراسیون تنیس اومد گفت تو شو سرپرست تیم ملی پدل. یه بازیگر سینما شد مسئول یه تیم ملی. این کار فقط برای پز نیست. اسپانسر میاد، پول جور می‌شه، اعتبار می‌ده. نهاد ورزشی که دست دولت باشه، همچین سمتی رو الکی به کسی نمی‌ده. از نظر پول و کار هم دستش بازه. فیلم پرفروش می‌سازه، دستمزد ب...

چسبيد

يک دوش حموم بهم چسبيد.
کتاب نخريدم. چرا؟ چون که يک قلمش مي شد 12.000 تومان. از کتاب هاي زنداداش که بالا زير خر پشتک بود، 7 8 10 تايي کتاب برداشتم. ادبيات. کليله دمنه. تاريخ بيهقي و خيلي چيزاي ديگه. (زنداداش بنده، مونا طاهري، ليسانس ادبيات از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزي هستند! و برادرم يعني همسرشون، داداش رضا (سيد محمد رضا حسيني)، برادر بزرگتره، ليسانس فيزيک هسته اي از دانشگاه پلي تکنيک!)

فردا هم ساکمو کامل مي بندم.

آهــــــــــــــــــــــــــــــــــان! اصل کاري رو يادم رفت بگم. امروز ساعت 8 بيدارم کردند گفتند بيا تلفن کارت دارند از پادگان. گفتند که ساعت 8 صبح شنبه از خود پادگان افسريه حرکت مي کنيم. ديگه نمي خواد برم ميدون سپاه! اينم از اين. اين هم از 2 دي. اين همه منتظرش بودم. ها ها!!

فردا ميريم خونه اون يکي زنداداش. ميگن رسمه شب چله داماد اينا برند اونجا اينا! آره. اينم از فردا شبمون!!

امشب همه دور هم هستیم. ميگيم و مي خنديم و شاديم و سر خوش .... يک تيکه فيلم زهرا خانوم مهدي آورده به کارگردان سيامک انصاري و قاسم خاني (فکر کنم مهراب). مجوز نگرفته ولي خنده هستش. ويژه براي جام جهاني درست کرده بودند که مجوز نگرفته از ارشاد. خيلي خنده بود. (البته الان هم اگر ببينيد خنده دار هستش هنوز!)

داداش رضا و مهدي هم شرمنده کردند نقدي و جنسي (داداش رضا يک جوراب سفت و قرص داد بهم)!! دستشون درد نکنه. خدا ايشالله بهشون برکت بده. به همه جاشون و به همه چيزشون.

من هلاک کمک جنسي هستم. کجاست اون اردبيلي که يک ماشين کمک جنسي برام بفرسته؟ من قدر دان خواهم بود. باور کنيد!!

نظرات

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

بزي به من پشکل داد

من، گاو، ما!!!ما!!

زندگي را زيباتر کنيم