علف

تصویر
  خب بذار راحت بگم. جمهوری اسلامی با سلبریتی‌ها دو جور برخورد داره. یه عده رو می‌ندازه تو لیست سیاه، ممنوع‌الکار می‌کنه، حسابشونو می‌بنده، پاسپورتشونو می‌گیره. یه عده دیگه رو می‌ذاره برن بالا. گلزار از اون دسته دومه. این حمایت همیشه پول نقد تو پاکت نیست. بیشتر اینه که در رو براش باز می‌ذارن و برای بقیه می‌بندن. صداوسیما بهترین مثالشه. گلزار سال‌هاست مجری برنامه‌های شبکه سه است. پانتولیگ همون برنامه‌ایه که هر شب پخش می‌شه و کلی بیننده داره. خیلی از بازیگرا حتی نمی‌تونن پاشون به تلویزیون برسه. اونایی که تو اعتراضات حرف زدن یا روسری‌شونو برداشتن، کلاً از قاب بیرون انداخته شدن. گلزار نه تنها بیرون ننداختن، گذاشتن مجری اصلی بشه. این یعنی میلیون‌ها نفر هر هفته می‌بیننش. این خودش یه حمایت بزرگه. بعدش سمت رسمی. فدراسیون تنیس اومد گفت تو شو سرپرست تیم ملی پدل. یه بازیگر سینما شد مسئول یه تیم ملی. این کار فقط برای پز نیست. اسپانسر میاد، پول جور می‌شه، اعتبار می‌ده. نهاد ورزشی که دست دولت باشه، همچین سمتی رو الکی به کسی نمی‌ده. از نظر پول و کار هم دستش بازه. فیلم پرفروش می‌سازه، دستمزد ب...

قاتل اضافه بر حال و حول


مهدي نمي خواست بكشتش. خودش پريد جلو. اما وقتي خورد به ماشين، مهدي واي نستاد و گازشو گرفت رفت. ما هم هيچكدوممون هيچي نگفتيم. اون بيچاره هم جنازه نحيفش همينجوري افتاده بود. آخه چرا اومد جلوي ماشين. خوب پرنده بيچاره اين همه جا. از يك ور ديگه مي رفتي.
سفر بسيار خوبي بود. عالي و به ياد ماندني. حدود 390 تا عكس گرفتيم.
اين سفر با چهره جديدي از دماغ صورت گرفت. بدون چسب :)
بعدش من رو با شورتك توي بازار چين راه ندادند. اونوخت!! چي بگم. عوضش من هم همه جا رو با شورتك رفتم گشتم. از بعضي هاشون هم پرسيدم مورد داره، گفتند نه بابا!! با ركابي و شورت (به معناي واقعييه كلمه SHORT) ميان و ميرن ملت؛ اينكه چيزي نيست. سيگار و آيس پك رو هم به حال و حوووول 3 روزه اضافه مي كنم. هواي خنك جواهرده و كلا عالي بود.
خريد از حاجي ارزوني كه به نيت يك نيش ترمز صورت گرفت و تبديل به خريد مفصلي شد رو هم به حال و حول اضافه مي كنم.
از فوت خسرو شكيبايي عزيز ناراحت شدم. مدرسه كه بوديم (سوم دبيرستان) نزديك مدرسه ما داشت يك سريال با فاطمه معتمد آريا بازي مي كرد. اكثر بچه ها بخصوص محمد ابراهيمي اونجا پلاس بودند. محمد عاشق خسرو بود. حرف زدنش شبيه اون بود. حتي نوشتنش. متنهايي كه مي نوشت براي انشا و مثل خسرو اجرا مي كرد سر كلاس، بدون استثنا مورد توجه همه بود. خسرو شكيبايي دوست داشتني بود. حيف بود.

نظرات

  1. اميدوارم خوش گذشته باشه.
    فكر كنم اين نظرو يك دقيقه بعد از اين پستت داده باشم.

    پاسخ دادنحذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگي را زيباتر کنيم

من، گاو، ما!!!ما!!