روزگار جوانی

تصویر
۱.  امروز که نوبت جوانی من است مِی نوشم از آن که کامرانی من است عیبم مکنید، گرچه تلخ است، خوش است تلخ است، از آن که زندگانی من است‌! سالها پیش، یعنی حول و حوش سنه ۱۳۸۴ که کماکان دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز، ولی همچنان سرگردان بین ساختمانهای مختلف از جنوب شهر تا مرکز شهر تا غرب شهر تهران، بودم، در یک امتحان آخر ترم یک درس تخصصی یک استاد خیلی باحالی این شعر رو در آخرین صفحه و بعد از سوال آخر نوشته بود. شاید بگید ۲۱ سال پیش این حرف زیاد تاثیر گذار به نظر نمیاد اما باید گفت چرا. خیلی تاثیر گذار بود. خیلی خیلی تاثیرگذار بود. جامعه به این آزادی و فرهیختگی و وارستگی که در جامعه کنونی ناظر هستید نبود. خانواده ها و نرم های جامعه خیلی چیزها را عیب می کرد  و قضاوت می کرد. موسیقی،‌ فرهنگ،‌ خانواده و تحصیل و همگی به مراتب با امروز تفاوت داشت. آنهم تفاوت معنا دار. قطعا شبکه های مجازی و جمیع اتفاقات جامعه امروزی رو بازتر و بهتر کرده است. شرایط اقتصادی را فاکتور میگیرم چون از حیطه کنترل من و مای مردم خارج بوده است. اون نسل (۲۱ سال پیش) اگه هر کدام با فاصله چند یا چندین سال هم برخی اشان از...

بای بای اندروید

  • خب همونطور که وعده داده شده بودم، به اپل روی آوردم و اندروید رو (حداقل برای مصرف روزانه گوشی) کنار گذاشتم. آیفون 8 پلاسی گرفته ام و از کرده خود خرسندم!
  • آما آیا برای مصرف روزانه دسکتاپ هم بهش روی میارم؟ حقیقتش یکسال آخر کار قبلی داشتم با MacBook Pro کار می کردم و واقعا تجربه شیرینی بود. بیشتر بستگی به این داره که روی چه پروژه ای بخوام کار بکنم. در حال حاضر ویندوز برای مصرف شخصی/برنامه نویسیم خوبه. در محل کار هم ویندوز جوابگو هست تا در آینده چه پیش آید.
  • واقعا برداشتم این هست که خودم رو علاف کرده بودم با اندروید. سرعت و کیفیت و بطور خلاصه User Experience  در محصولات اپل خیلی برجسته و دلپذیر هست. (حالا جوجه رو آخر پاییز میشمرند. امیدوارم این رضایت مستدام باشه)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پایان ماموریت غیر ممکن

فحش و فحش بازی: پدرته