روزگار جوانی
۱. امروز که نوبت جوانی من است مِی نوشم از آن که کامرانی من است عیبم مکنید، گرچه تلخ است، خوش است تلخ است، از آن که زندگانی من است! سالها پیش، یعنی حول و حوش سنه ۱۳۸۴ که کماکان دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز، ولی همچنان سرگردان بین ساختمانهای مختلف از جنوب شهر تا مرکز شهر تا غرب شهر تهران، بودم، در یک امتحان آخر ترم یک درس تخصصی یک استاد خیلی باحالی این شعر رو در آخرین صفحه و بعد از سوال آخر نوشته بود. شاید بگید ۲۱ سال پیش این حرف زیاد تاثیر گذار به نظر نمیاد اما باید گفت چرا. خیلی تاثیر گذار بود. خیلی خیلی تاثیرگذار بود. جامعه به این آزادی و فرهیختگی و وارستگی که در جامعه کنونی ناظر هستید نبود. خانواده ها و نرم های جامعه خیلی چیزها را عیب می کرد و قضاوت می کرد. موسیقی، فرهنگ، خانواده و تحصیل و همگی به مراتب با امروز تفاوت داشت. آنهم تفاوت معنا دار. قطعا شبکه های مجازی و جمیع اتفاقات جامعه امروزی رو بازتر و بهتر کرده است. شرایط اقتصادی را فاکتور میگیرم چون از حیطه کنترل من و مای مردم خارج بوده است. اون نسل (۲۱ سال پیش) اگه هر کدام با فاصله چند یا چندین سال هم برخی اشان از...

خیلی بامزه بود
پاسخ دادنحذفکلی خندیدم
ولی این راه حل اش نیست فکر کنم. باید بشه یه کاری کرد که این دستگاه حواس آدم رو پرت نکنه
منظورت کامپیوتره ؟
پاسخ دادنحذفاگر درست حدس زده باشم، مشکلت برای برنامه ریزی با کامپیوتر اینه که نمی شه هی بهش مراجعه کرد؛ چون حواس آدم رو پرت می کنه و می بره جاهایی که نباید ببره. و الاّ چرا باید این همه پرینت گرفت وقتی همه اش تو کامپیوتر هست؟
پاسخ دادنحذفاین هست. خیلی هم هست :ی
پاسخ دادنحذفاما یک سالی میشه که با این موجود/پدیده آشنا شدم http://www.filofax.com
دوست دارم عمدا از این کامپیوتر جدا باشم. توی ایران هنوز زیاد فرهنگ اینکه همه جا کامپیوترتو بیاری بیرون جا نیفتاده. بهترین گزینه sync شدنه بین گوشی و کامیپوتر هست که من ترجیح میدم اینترنتی باشه که ها ها!! :ی
فلدا این حرکت ژانگولری با علم به هزینش (نه تنها مادی بات آلسو مادی :ی) شد تا برنامه ریزیم تقویت بشه.
البته از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون این هم هست:
http://1fathi.com/1388/11/14/10-tips-to-create-to-do-lists/