روزگار جوانی

تصویر
۱.  امروز که نوبت جوانی من است مِی نوشم از آن که کامرانی من است عیبم مکنید، گرچه تلخ است، خوش است تلخ است، از آن که زندگانی من است‌! سالها پیش، یعنی حول و حوش سنه ۱۳۸۴ که کماکان دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز، ولی همچنان سرگردان بین ساختمانهای مختلف از جنوب شهر تا مرکز شهر تا غرب شهر تهران، بودم، در یک امتحان آخر ترم یک درس تخصصی یک استاد خیلی باحالی این شعر رو در آخرین صفحه و بعد از سوال آخر نوشته بود. شاید بگید ۲۱ سال پیش این حرف زیاد تاثیر گذار به نظر نمیاد اما باید گفت چرا. خیلی تاثیر گذار بود. خیلی خیلی تاثیرگذار بود. جامعه به این آزادی و فرهیختگی و وارستگی که در جامعه کنونی ناظر هستید نبود. خانواده ها و نرم های جامعه خیلی چیزها را عیب می کرد  و قضاوت می کرد. موسیقی،‌ فرهنگ،‌ خانواده و تحصیل و همگی به مراتب با امروز تفاوت داشت. آنهم تفاوت معنا دار. قطعا شبکه های مجازی و جمیع اتفاقات جامعه امروزی رو بازتر و بهتر کرده است. شرایط اقتصادی را فاکتور میگیرم چون از حیطه کنترل من و مای مردم خارج بوده است. اون نسل (۲۱ سال پیش) اگه هر کدام با فاصله چند یا چندین سال هم برخی اشان از...

کتابا

سلام.

عدم خلافیمو گرفتم. 4 تا قتل و 12 فقره مقتولیت.
اولین دندان را همی نیز ترمیم شدم. وای. خدا رحم کنه دندون عقلامو. 3 تـــــــــــــــــــــــــــــــا. به قول سانی حالا حالاها مونده تا کارم تموم شه با دندون پزشکه. ولی دکتر خوب و حاذقی هست. البته 2-3 تايي ترميمي مونده هنوز.
روز خانوما مبارک. ايشالله عاقبت بخير شين ننه.
يک دونه ايرانسل اعتباري خريداري کردم. از همينايي که طرح روز زنه. براي مادرم.

اين خروج از پادگان هم اعصاب خورد کن شده برامون. امروز کمي با مهر زن حرفم شد. بچه پر رو مهر نمي زد. مي بيني توروخدا.
تو بلاگ انگليسيم ليست کتاباي زباني رو که ابراهيم توصيه کرده بود بگيرم رو نوشتم. چند روز پيش توي ايستگاه چشمم خورد به ليست کاملي از اون کتابا. مي فروختش 26 تومان. منم درجا باهاش تماس گرفتم و ديروز برام پيک شد. 14 تا کتاب و 13 تا سي دي و 4 تا نوار کاست. فوق العاده حال کردم از اين اتفاق.

نظرات

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

پایان ماموریت غیر ممکن

فحش و فحش بازی: پدرته